تبليغاتX
سکوت
انجمن اسلامی دانشجویان پردیس قم دانشگاه تهران

وقتی دامنه ی سرکوب مخالفان به آنجا می کشد که در چگونگی برگزاری مراسم مذهبی حق دخالت برای خود قائل میشوند چطور نباید این دوران و دولتمردانش را با دین ستیزان دوره ی قاجار که از برگزاری مراسم مذهبی ممانعت به عمل می آوردند مقایسه نکرد؟ وقتی به خاطر پاره ای اختلاف نظر که عموما هم با چاشنی حق طلبی و آزادی خواهی همراه بودند از حضور سخنرانان و شخصیتهای مذهبی که تا قبل از انتخابات و آشکار نشدن موضعهای سیاسی شان محبوب و در صدر لیست مدعوین بودندو حالا در بلک لیست جلسات مراسم شبهای احیا قرار میگیرند چه برداشتی جز نبود دلیل و راهکار موثر در برابر تیرگی رفتارهای سیاسی اصولیان که مورد پرسمان عموم مردم واقع شده است را می توان نتیجه گرفت؟ این بد اخلاقی ها با هر هدف و به ویژه ضعف عملکرد و نقصان بنیانهای استوار حکومتی صورت میگیرد مسلما به زودی باعث شوریدن افکار عمومی حق جو خواهد بود که این پیامد خوبی برایشان به دنبال نخواهد داشت!


+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 16:51  توسط روابط عمومی  | 

طی چندروز گذشته و پس از انتشار نشریه ی "موج تغییر"در پردیس قم دانشگاه تهران هجم وسیعی از برخوردهای سودجویانه را ازجانب مخالفان شاهد بودیم که همگی سوئ تفاهمی بیش نیست که لازم دیده شد با روشن کردن چگونگی این قضایابه پایکوبی های برخی عوامل فرصت طلب پایان داده شود.

چنانچه واضح و قطعی است انجمن اسلامی پردیس قم ـدانشگاه تهران نشریه ای با نام "موج تغییر"ندارد و این نشریه ارگان رسمی و حتی غیر رسمی انجمن نمی باشد.و مهری که به نشانه ی حمایت و تایید بر سر برگ این نشریه زده شده بی اعتبار می باشد زیرا مدتیست که مهر و نشان انجمن از دور خارج شده تا مهر و نشان جدیدی جایگزین شود.انجمن اسلامی پردیس قم ـدانشگاه تهران هم چنان از حامیان مهندس میر حسین موسوی  است.و هیچ یک از اعضای آن از حامیان آقای کروبی نبوده و نیستند و موج تغییر توسط طیفی از حامیان ایشان به جهت تبلیغ در پردیس نشر داده شده است.بنابراین انجمن هیچ گونه مسئولیتی در قبال تهیه و پخش این نشریه ندارد.و هم چون انجمن تهران به حمایت از موسوی پافشاری می کند .و چون همیشه هیچ اختلاف نظر در خط مشی سیاسی با انجمن تهران نداریم.امید است مخالفان کمی قبل از درج اخبارکذب به چند و چون ماوقع بپردازند گرچه این راه و رسم همیشگی شان است وما به این لنگ زدن ها عادت داریم.


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 9:3  توسط روابط عمومی  | 

در صورت تداوم این دولت مسلما به بدنه ی اصلی اعتقادات مردم ضربه ی جبران ناپذیری خواهد خورد.زیرا احمدی نژاد به خوبی آگاه است که برای مردم ایران اعتقادات رکن مهم و اساسی زندگی شان را تشکیل میدهد.و بسیاری از جهت گیری ها و تصمیم گیری هایشان در گرو چگونگی برخورد با باورهایی است که سالیان سال با گوشت و خونشان آمیخته شده است.او با استفاده از این حربه مردم را مورد آماج یک سری تبلیغات نامحسوس کرده که از بطن باورهای مذهبی بیرون کشیده شده است و با رنگ و لعابی منفعت جویانه به خورد باورهای عامه ی مردم میدهد.و این برخورد چیزی جز سوئ استفاده ی محترمانه نمی تواند معنا داشته باشد.احمدی نژاد خود را ناجی ملت میداندکسی که می تواند بنیانهایی را که در خیال وی سست شده اند استوار کند و مدینه ی فاضله ای را که همگان آرزویش را دارند محقق کند.وی با آگاهی از این مسئله که جهان امروز خسته از تنشها به دنبال منجی معهودش می گردد خود را در نقش یک ناجی جا زده است و آشکارا خود را نجات دهنده می نامد.او در تلاش است که به مردم بقبولاند که در دوره های پیشین مورد ظلم و ستم واقع شده اند و وی همانی است که می بایست در عرصه ظهور می کرد تا نجاتبخش واقع شود.او تلاشی را که روشنفکران و قشر فهیم ایران برای آگاه کردن مردم می کنند را به بداخلاقی و کار شکنی نسبت میدهد زیرا آگاهی مردم مسلما جبهه گیری متفاوتی رادر بر خواهد داشت.و این اتفاقی است که در حال رخ دادن است.برای همین احمدی نژاد زندگی با باورهای عوامانه را دلخواهترین شیوه و سبک زیستن می داند.و پایبند نبودن به این اصل را دور شدن از آرمانهای انقلاب!


+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 9:12  توسط روابط عمومی  | 
انجمن اسلامی پردیس قم دانشگاه تهران دیروز در مورخه ی چهارم خرداد ماه انتخابات شورای مرکزی را با حضور شورای عمومی برگزار کرد.که از میان ۱۳ کاندیدا ۷ نفر به عنوان اعضای اصلی و ۲ نفر به عنوان اعضای علی البدل انتخاب شدند.

اسامی منتخبین شورای مرکزی انجمن اسلامی پردیس قم دانشگاه تهران

۱ـ ابوالحسن حق نواز(دبیر تشکیلات)

۲ـ محبوبه رضایی نسب (قائم مقام دبیرتشکیلات)

۳ـ سید سجاد حسینی(دبیر سیاسی)

۴ـ محدثه اصلانی(روابط عمومی.برد.سایت)

۵ـ راضیه سادات حسینی(مجله و نشریات)

۶ـ سید علی پرواز (سخنگوی انجمن )

۷ـ محمد حسین رضایی(دبیر مالی)

۸ـ هادی محمد مرادی(دبیرآموزش و نشریات)

۹ـ مژده ضیایی(دبیر فرهنگی)


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 11:30  توسط روابط عمومی  | 
 

 

، سيدمحمد خاتمي شنبه‌شب در جمع مطبوعات محلي استان بوشهر با بيان اين مطلب در پاسخ به پرسش خبرنگاري كه نظر وي را در مورد تداركاتچي بودن رييس‌جمهور با استناد به اظهارات چند سال قبل وي جويا شد، با بيان اين كه « اين مساله بد فهميده شد» اظهار كرد: رييس‌جمهور در ايران دو عنوان دارد؛ يكي رييس دولت و ديگري مجري قانون اساسي.

وي هم‌چنين با اشاره به تغييراتي كه در بعد اختيارات طي سال‌هاي قبل از تصدي اين عنوان توسط وي ايجاد شد و اختيارات رييس قوه‌ مجريه افزايش يافت، تصريح كرد: اما من معتقدم اين كافي نبود؛ از اين رو براي تكميل آن لايحه‌اي را به مجلس داديم و شايد لازم بود بر روي آن پافشاري مي‌كرديم تا به مجمع برود؛ اما چون اواخر دولتم بود فكر كردم آن را رها كنم تا دولت بعدي در مورد آن تصميم بگيرد كه دولت هم تصميم گرفت آن را بازپس گيرد.

رييس موسسه‌ بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، تصريح كرد: آنها كه مي‌گويند رييس‌جمهور مجري قانون اساسي نيست و تنها رييس دولت است، رييس‌جمهور را تداركاتچي مي‌دانند؛ بنابراين رييس‌جمهور تداركاتچي نيست؛ اگر اجراي قانون اساسي را كه وظيفه‌ اوست، به رسميت بشناسند.

خاتمي تاكيد كرد: با توجه به قانون فعلي رييس‌جمهور به هيچ‌وجه تداركاتچي نيست.

رييس‌جمهور سابق كشورمان، در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به مساله‌ انحلال سازمان مديريت و برنامه‌ريزي، يادآور شد: اساس سازمان فعلا ويران شده كه بايد بازگردد.

وي در ادامه اين نشست در پاسخ به پرسش خبرنگاري درباره‌ آنچه پرونده‌سازي عليه وي در آستانه‌ي انتخابات رياست جمهوري دهم خوانده شد، با يادآوري اين‌كه اين امر به وي اختصاص ندارد و تهمت‌زدن‌ها و تخريب‌ها بسيار رايج شده، از اين‌كه اين مساله به نام دين و دين‌داري از سوي برخي انجام مي‌شود، ابراز تاسف كرد و يادآور شد: اين تخريب‌ها اثر عكس دارد؛ چنان‌كه همواره نتيجه‌اش معكوس بوده است.

رييس بنياد باران هم‌چنين گفت: معتقدم يكي از پاك‌ترين دولت‌ها دولت من بود و هر چه برخي تلاش كردند پرونده‌سازي كنند و افرادي را به دادگاه و ديوان محاسبات بكشانند، حتي يك مورد فساد كشف نشد.

خاتمي كساني را كه مرتكب اين نوع تخريب‌ها شده‌اند از دو جهت دروغ‌گفتن و اين‌كه به نام دين دروغ ‌گفته‌اند، مستوجب مواخذه دانست.

رييس‌جمهور سابق كشورمان، هم‌چنين درباره‌ احتمال ردصلاحيتش در انتخابات با بيان اين‌كه « اصلا به اين مساله فكر نكرده‌ام» بر اين‌كه « بايد صلاحيت را از ملت و در قالب انتخاباتي مطلوب كشف كرد» گفت: با كمال تاسف بايد بگويم برخي روش‌ها باعث شده گاهي ردصلاحيت نقطه‌ ضعف براي فرد تلقي نشود.

وي با درخواست براي حل اين مساله و آنچه مطابق قانون شدن ردصلاحيت‌ها خواند، ابراز عقيده كرد: برخي رد صلاحيت‌ها با انگيزه‌هاي سياسي صورت مي‌گيرد كه با توجه به جايگاه بالاي شوراي نگهبان انتظار داريم اين موارد اصلاح شود.

رييس موسسه‌ بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، هم‌چنين در ارزيابي‌ سفر سه روزه‌اش به شهرهاي شيراز، ياسوج و بوشهر با بيان اين‌كه « استقبال مردم در اين سه شهر و شهرستان‌هاي اطراف من را شرمنده كرد» گفت: از عنايات مردم اين سه استان متشكرم؛ اما برايم غيرمنتظره نبود و در ذهنم بود كه اين محبت از سوي مردم ابراز خواهد شد و فقط مي‌گويم از اين همه حضور شرمنده‌ام.

خاتمي هم‌چنين در پاسخ به اين پرسش كه « آيا خاطرات خود را مي‌نويسيد؟» گفت: معمولا مسائل مهم را كه پيش مي‌آيد مي‌نويسم. گاهي دو هفته يادداشت ندارم و گاهي براي يك روز 10 صفحه مي‌نويسم. همه‌ مسائل مهم را از سال اول مسووليتم تا امروز نوشته‌ام و خاطراتي نيست كه قابل انتشار نباشد.

رييس‌جمهور سابق كشورمان، هم‌چنين در پاسخ به پرسشي درباره‌ وضعيت كانديداهاي اصلاح‌طلبان و امكان ريزش آراي اين جناح به واسطه‌ تعدد نامزدها اظهار كرد: احساس مي‌كردم بايد اعلام حضور كنم و اعلام حضور كردم. اين مساله كه تفرقه‌ اصلاح‌طلبان باعث تشتت آرا شود نيز كه به لطف خدا اتفاق نمي‌افتد. من به سهم خود حاضرم هر هزينه‌اي كه لازم باشد بپردازم تا آرا دچار تفرقه نشود؛ زيرا اين‌قدر تدبير بين دوستان هست كه اين اتفاق نيفتد.

بر اساس اين گزارش خاتمي هم‌چنين در آغاز اين نشست خبري با اشاره به رويكردش در دوران رياست‌جمهوري به توسعه رسانه‌هاي محلي از آن‌ها به عنوان بهترين وسيله در جهت بيان و پي‌گيري مطالبات مردم نقاط مختلف كشور نام برد و هدفش از برگزاري نشست با اين رسانه‌ها را آگاهي هر چه بيشتر از نقاط ضعف شهرستان‌هاي كشور عنوان كرد.

به گزارش ايسنا، سيدمحمد خاتمي هم‌چنين شنبه‌شب در جمع نخبگان بوشهر با اشاره به اولين سفرش به اين استان كه در دوران نخست‌وزيري مهندس موسوي تحت عنوان وزير معين براي شناسايي نقاط ضعف و رفع محروميت‌هاي شهرستان انجام شده بود، افزود: در آن مقطع از اين كه ‌ديدم بوشهر نقش خود را به شهرستان‌ها و استان‌هاي ديگر داده، تاسف ‌خوردم كه چرا بوشهر در گوشه‌ خليج فارس منزوي شده و از موقعيتش استفاده نمي‌كند.

وي با بيان اين كه بوشهر آن زمان را به دليل نداشتن زيرساخت‌هاي اساسي داراي مشكلات فراواني ‌ديدم، گفت: ارادت من به بوشهر به خاطر نقش پيشتازي است كه در مبارزه با استعمار داشته است.

رييس موسسه‌ بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، در ادامه با بيان اين‌كه « در دوران مسووليتم در پست رياست جمهوري يك نوع دغدغه‌ خاطر نسبت به بوشهر داشتم» يادآور شد: البته اين دغدغه را نسبت به همه شهرهاي ايران كه از پس استبداد تاريك، خورشيد جمهوري اسلامي در آن‌ها دميد و مردم در سرزمين خود حاكم شدند، داشتم.

خاتمي هم‌چنين به نقش بوشهر در دوران دفاع مقدس اشاره و اظهار كرد: در دوران مسووليتم با كمبودهايي كه هر دولتي دارد سعي كردم حداقل به لحاظ وجداني گام‌هايي برداشته شود كه پيش خدا و مردم بوشهر خيلي روسياه نباشم.

رييس‌جمهور سابق كشورمان، در ادامه از اين‌كه بوشهر موقعيت كنوني را پيدا كرده كه كانون پارس جنوبي باشد از مزيت‌هاي نسبي عنوان كرد و با يادآوري سهم بوشهر در توليد گاز كشور، گفت: پيش از دولت من نيز مساله‌ي پارس جنوبي مطرح بود و مورد توجه مقام معظم رهبري، رييس‌جمهور وقت، آقاي هاشمي و حتي پيش از آن در دولت ميرحسين موسوي مطرح بود.

وي در ادامه‌ سخنانش با توجه به پيشرفتي كه در عسلويه به عنوان يك زمين لم‌يزرع ايجاد شد، به نيروي كاري كه در زمان رياست‌جمهوري وي در اين بخش مشغول كار بودند و به حدود 70 هزار نفر مي‌رسيدند، اشاره كرد و با بيان اين‌كه در اين روند يك مشي ايجاد شده است، اظهار داشت: اميدوارم اين روند ادامه يابد، نه براي بوشهر، بلكه براي استقلال ايران.

خاتمي در ادامه با بيان اين‌كه « رسالت ما كه عاشق ايران و امام (ره) بوديم و در عرصه‌ انقلاب حضور داشتيم در مقام مسووليت چيست؟» به آنچه برخي تندروي‌هاي متحجراني كه از ابتدا با جمهوري اسلامي مطرح‌شده از سوي امام (ره) مخالف بودند خواند؛ اشاره كرد و گفت: در ديدگاه امام (ره) جمهوري اسلامي يعني مبنا راي مردم است و حكومت در مقابل مردم مسوول است و مردم ارباب هستند؛ لذا ايشان وقتي فرمودند ميزان راي مردم است، شوخي نبود.

رييس‌جمهور سابق كشورمان، در ادامه با شكرگزاري نسبت به اين‌كه مفهوم مردم‌سالاري ديني بعد از سال 76 رواج پيدا كرد، اظهار كرد: حق آزادي بيان امروز وظيفه‌اي است براي تك تك مردم جمهوري اسلامي.

وي با تاكيد بر اين‌كه « بايد جمهوري اسلامي‌اي كه به واسطه‌ خواست صد ساله‌ي ملت ايران در رسيدن به اصلاحات ايجاد شده، سبب شود از ايران الگو بسازيم» اين امر را بزرگ‌ترين رسالت اجتماعي ايرانيان در اين مقطع زماني دانست.

رييس موسسه‌ بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، در ادامه با بيان اين‌كه « ايران را بايد ساخت، آزادي سياسي را از جهت اين‌كه انتقاد و حضور در صحنه هزينه نداشته باشد» مورد تاكيد قرار داد و گفت: اگر مي‌خواهيم پيشرفت علمي، اقتصادي و سياسي داشته باشيم بايد براي آن سرمايه‌گذاري كنيم. اگر علم مي‌خواهيم بايد استاد ما در دانشگاه حرمت داشته باشد و دانشجو تحت فشار نباشد و آزاد باشد. ما بايد به دانشجويانمان ستاره‌ پيشرفت، شجاعت و آزادي بيان بدهيم.

خاتمي ادامه داد: اگر مي‌گوييم مي‌خواهيم الگو بسازيم بايد طوري باشد كه آزادي بيان و انديشه هزينه نداشته باشد و اگر مي‌خواهيم پيشرفت كنيم بايد از امكانات كشور استفاده كنيم.

وي هم‌چنين بر ايجاد زمينه براي فعاليت‌هاي بخش خصوصي و استفاده از درآمدها كشور در بخش توليد به جاي واردات تاكيد كرد.

خاتمي اضافه كرد: بايد عدالت را در جامعه ايجاد كنيم و شرايط به نحوي شود كه زن و مرد بتوانند از تامين اجتماعي برخوردار شوند. بايد وزارت رفاه را كه ايجاد شده تقويت كنيم تا به مردم خدمت‌رساني كند.

رييس موسسه‌ي بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، در ادامه با اشاره به درآمدهايي كه طي چند سال گذشته از ناحيه‌ي فروش نفت نصيب كشور شد، نسبت به آنچه عدم به‌كارگيري درست آنها در جهت توليد خواند ابراز تاسف كرد.

خاتمي در بخش ديگري از اظهاراتش بر رعايت اخلاق از جانب مسوولان و حاكمان تاكيد كرد و گفت: مسوولان بايد اخلاق‌گرا باشند، دروغ نگويند و وعده‌ بيجا ندهند و به خاطر كارهايي كه مي‌كنند منت سر مردم نگذارند.

وي در پايان با نام بردن از يكايك شهرهاي استان بوشهر نسبت به مردم اين شهرها، عشاير قشقايي و خواهران و برادران اهل تسنن كشورمان در اين بخش‌ها ابراز ارادت كرد.

خاتمي كه پنج‌شنبه هفته‌ي گذشته براي سفري سه روزه به استان‌هاي فارس، كهگيلويه و بويراحمد و بوشهر سفر كرده بود بامداد يكشنبه به تهران بازگشت


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 12:23  توسط روابط عمومی  | 
مهندس موسوی با تاکید بر حفظ عزت مردم تاکید کردکه می‌توان بدون صدقه دادن به مردم، بحران‌ها و مشکلات را برایشان شرح داد.

نخست وزیر دوران پرافتخار دفاع مقدس، بعدازظهر روز سه شنبه در حالی در جمع دانشجویان دانشگاه تهران حاضر شد که هر روز احتمال کاندیداتوری وی در انتخابات افزایش می یابد.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، امروز مهندس میرحسین موسوی،سخنران شصت و ششمین مجمع سالیانه انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در سالن اجتماعات دانشکده فنی دانشگاه تهران بود. وی بااشاره به نگاه همه جانبه مردم به ارزش ها و آزادی گفت: مردم هم می توانند پایبند شهدا و ارزش ها و اعتقادات خود باشند و هم درعین حال این مجوز را نمی‌دهند که در اموری که مربوط به مردم و سلایق آنهاست، تجسس و دخالتی صورت بگیرد.
وی که حضور در هیچ محفل و هیچ جمعی را به اندازه محفل دانشجویان همراه با احساس حسرت و هجران نمی داند، بیان کرد: وقتی به گذشته نگاه می کنم می بینم بهترین مقطع تاریخ زندگی من زمانی بود که با یک عده جوان و دانشجوی دیگر با انگیزه های دینی، معنوی و ملی در انجمن اسلامی فعالیت میکردیم.
موسوی، سخنرانی خود را به دو بخش راز دوام نهاد انجمن های اسلامی و وضعیت جامعه تقسیم کرد و گفت: یک نگاه مجدد به تاریخ تاسیس انجمن های اسلامی، دلایلی که این امر را ممکن ساخته که انجمن 66 سال دوام پیدا کند را روشن می‌کند و این امر می‌تواند به ادامه راهی که در پیش داریم کمک کند.
نخست وزیر دوران پرافتخار دفاع مقدس با ذکر یک مثال اظهار کرد: زمانی در مسافرتی که به ایتالیا داشتم از واتیکان دیداری کردم، در آنجا مجسمه‌ای دیدم و روی آن دقیق شدم. این مجسمه نیم تنه‌ای مرمری بود که دو سر داشت و هر سر به یک سو نگاه می کرد وقتی عنوان مجسمه را نگاه کردم مربوط به یکی از اساطیر یونانی به اسم ژانوس است که خدای دروازه ها، مرزها و پل هاست. از نظر استعاری فرهنگ جهانی و فرهنگ غربی این مجسمه معمولا درست در نقطه ای که دو مساله مخالف و متضاد به هم می رسند قرار می گرفت. این مجسمه می‌توانست هم به گذشته نگاه کند و هم به آینده. هم به ظلمت نگاه کند و هم به نور.
موسوی اضافه کرد: انجمن های اسلامی یک طبیعت ژانوسی دارند و معجزه انجمن اسلامی این است که مسایل متضاد را یک جا جمع کرده است. به طوری که تضعیف هر کدام از این وجوه موجب تضعیف انجمن های اسلامی می‌شود.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به تاسیس انجمن های اسلامی در 66 سال قبل گفت: پیش تر دانشگاه دروازه ای برای نگاه کردن به تحولات جهانی بود ولی با ایجاد انجمن های اسلامی همه متوجه شدند که در این محیط نگاه دیگری که بتواند تحولات را در کنار اعتقادات بنشاند میسر است و انجمن های اسلامی نیز براین اساس تشکیل شده است.
وی به دو چهره انجمن اسلامی اشاره کرد و افزود: یک چهره ، چهره ای است به سنت ها و دین نگاه می کند و چهره ای است که قرابت زیادی با نهادهای دینی دارد و چون زمینی مبارک از آنها تغذیه می کند. چهره دوم انجمن های اسلامی نگاهی به جهان دارد. جمع کردن این دو نگاه و دو جهت در یک نهاد یک معجزه است و این مانند همان برخورد سنت و تجدد است.
مهندس موسوی در ادامه گفت: ما از یک سو یک جنبه دینی و سنتی داریم که از آن طریق این انجمن قوت می گیرد و از حمایت مردم تغذیه می کند و از تجربیات نهادهای سنتی بهره مند می‌شود. از یک طرف هم نگاه خود را تغییر و تحولاتی باز می کند که جهان را دگرگون می سازد و چهره ژانوسی انجمن های اسلامی در همین جا ظهور می کند.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به نظر امام خمینی (ره) مبنی بر این که همه تحولات از دانشگاه شروع می شود بیان کرد: چه بسا نظر حضرت امام(ره) ناظر بر همین چهره دو گانه باشد. اگر به گذشته نگاه کنیم می بینیم اکثر آنچه به جامعه منتقل می شود از طریق انجمن های اسلامی بوده است. این انجمن توانسته است ظرفیت های عظیم دینی را به جامعه علمی منتقل کند.
مهندس موسوی با مقایسه وضعیت دانشگاه ها از 1321 تاکنون تصریح کرد: انجمن های اسلامی سهم بالایی در دیده شدن فضای دانشگاهی داشته اند. از قدیم هر گاه مشکلی برای کشور ایجاد می شد ، صف اول طلایه داران را دانشجویان تشکیل می دادند. امکان این تاثیر به دلیل اعتمادی است که مردم به فرزندان خود در این انجمن ها داشته اند؛ اعتمادی که موجب شد انقلاب اسلامی در کشور پیروز شود. مردم بی‌دلیل در جایی سرمایه گذاری نمی کنند و مردم در جایی که تردید دارند نیز سرمایه گذاری نخواهند کرد و بدین ترتیب حامی جریان هایی که پشت به نگرش و جهان بینی آنها کند، نمی شود.
موسوی با بیان این که انجمن های اسلامی توانسته اند در نهادهای سنتی ، دینی در رابطه با روحانیت ، مساجد و هر گروه مذهبی نقش بالایی را برای روشنگری و دگرگونی ایجاد کنند تصریح کرد: هر کدام از این چهره ها تضعیف شود ، انجمن اسلامی قدرت خود را از دست می دهد.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در تشریح این مطلب خاطرنشان کرد: به محض این که تکیه بر اعتقادات دینی در این انجمن ها کم شود نه تنها اعتقاد مردم به این نهاد کم می شود بلکه این نهاد نیز کارکرد خود را از دست خواهد داد. در عین حال به محض این که آن چهره نگاه نو به جهان از دست برود نیز انجمن ها تبدیل به جمع متحجر بسته ای می شوند که نمی توانند نقش خود را بازی کنند.
وی با تاکید بر این که توان انجمن های اسلامی در همین نگاه دو گانه است تصریح کرد: یکی از معجزات چنین نهادی این است که درست در نقطه مرزی می تواند دو جریان به ظاهر متضاد را جمع کند. نقش انجمن ها در این رابطه نظیر نقش مرزداران است، مرزدارانی که از مرزهای قلمروی اسلامی دفاع می کنند و البته نقش دانشجویان از نقش این مرزداران کیفی تر است، کمتر نهاد و جمعی پیدا می شود که در چنین نقاط حساسی ایستاده باشد.
مهندس موسوی در ادامه به موضوع بررسی فضای جامعه پرداخت و گفت: در فضای سیاسی جامعه ما جریان‌های مختلفی وجود دارد. ما گاهی در جامعه به جریان هایی بر می‌خوریم که در مقابل یکدیگر قرار می گیرند و وقتی این مساله را واکاوی می کنیم دلیل اصلی آن را در نبود یک ساختار و سازمان که این تضادها را به وحدت تبدیل کند می بینیم.
رییس فرهنگستان هنر به دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی در جامعه اشاره کرد و گفت: یک وقت اصولگرایی نوعی تعبیرمی شود که ارتباط وسیع با اصلاح طلبی دارد و یک وقت نیز چهره ای کلیشه ای، مخالف و در حال جنگ را شاهد هستیم و اصلاح طلبی هم همین طور است. وقتی چنین نگاهی حاکم شود هم اصولگرایی از معنای واقعی خود تهی می شود و هم اصلاح طلبی نقش خود را از دست می دهد و دست مایه ای برای جاه طلبی ها و مبارزات خالی قرار می گیرد.
وی اضافه کرد: جامعه ما در ارتباط با چنین شعارهای اصلاح طلبی و اصولگرایی یک چهره ژانوسی دارد به این معنا که جامعه در خرد و عقل جمعی خود هم اصلاح طلب است و هم اصولگراست. آنچه در سطح مبارزات سیاسی متضاد و معارض یکدیگر دیده می شود، در دید مردم دو سر یک مجسمه یا دو سوی یک سکه تلقی می شوند.
مهندس موسوی در ادامه گفت: به نظر می آید که برای درک نیاز واقعی ملت و رفع این تفرقه ها این است که توجه کنیم که مردم چگونه اصلاح طلبی و اصولگرایی را در خود جمع می کنند و این می تواند بسیار کارساز باشد.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در تشریح این مطلب اظهار کرد: به عنوان مثال در جامعه ما مساله عدالت و آزادی از هم جدایی نداشته و ندارند. در دوره مشروطیت مردم در مقابل استبداد شعار عدالت سر می دادند و از دل همین شعارها مجلس و قانون مداری زاییده شد و قانون مندی گسترش پیدا کرد. در آنجا در درون مردم این جدایی را نمی‌بینیم و در جامعه امروز هم اگر به این دو اصل خوب نگاه شود می بینیم که از هم جدایی ناپذیر هستند.
مهندس موسوی گفت: در فضای دروغ ، تباهی ، فساد، نبود عدالت و فضایی که افراد به این فکر هستند که هر روز سفره آنها کوچک تر می شود و بی پناه تر می‌شوند، زمینه آزادی هم از بین می رود چرا که آزادی زمانی محقق می شود که افراد فرصتی برای اندیشیدن و فکر کردن پیدا کنند.
وی ادامه داد: عکس این قضیه نیز صادق است. بدین معنا که اکثر مردم خواستار نعمت آزادی که حق آنهاست و چیزی نیست که به آنها اعطا شود بلکه برای سلب آن باید دلیل و برهان داشته باشیم، هستند. این جامعه مدافع ارزش ها، راه شهیدان و معنویات است ولی در عین حال این اعتقاد در بین مردم موجب نمی شود که آنها موافق دخالت دستگاه ها و نیروهای گوناگون در امور شخصی خود باشند.
موسوی با بیان اینکه در این جا جامعه هم اصولگرا و هم اصلاح طلب است افزود: جامعه دوست ندارد به مقدسات آنها توهین شود و دوست دارد که همه نیز این قداست را پاس بدارند در عین حال مردم راضی نیستند که به هر بهانه ای کتابی توقیف شود یا روزنامه ای بسته شود.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه گفت: مردم می توانند در درون خود این دو مساله را جمع کنند و راه رشد کشور نیز همین است. جامعه تحمل زیادی برای دیدن تفاوت ها دارد و دولت ها، حکومت ها و نهادهایی که می خواهند متکی به مردم باشند باید از این ویژگی مردم استفاده کنند و از جوانمردی و پایداری مردم درس بگیرند.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، مهندس موسوی در ادامه سخنانش در جمع پرشور دانشجویان با تاکید بر اینکه جامعه‌ی ما در مجموع به روحانیت احترام می‌گذارد، تاکید کرد: این جامعه دلش می‌خواهد در کنار روحانیت باشد و از او حمایت کند و از او توان گیرد و روحانیت نیز به مردم کمک کند و در عین حال این جامعه اعتماد به روحانیت دارد و این موجب برکات و خیر کثیری در رشد انگیزه‌ها، پیروزی انقلاب و تداومش شده است، دوست ندارد که روحانیت دولتی شود یا تحت تاثیر دولت قرار گیرد.
وی با بیان اینکه مردم ما نه اینکه نخواهند روحانیت از نظام و دولت حمایت کند بلکه این حمایت را در گرو آن می‌دانند که روحانیت مستقل باشد و تحت تاثیر قرار نگیرد، به خاطره‌ای در اوایل انقلاب اشاره و اظهار کرد: در اوایل انقلاب، دولت گاهی از روحانیون تهران و ائمه‌ی جماعت از شهرستان‌ها دعوت می‌کرد تا هر چند وقت یک بار در سالنی جمع شوند و هر یک از وزرا و دوستان در این جلسه می‌رفتند تا مشکلات را برای آن‌ها شرح دهیم. احساس می‌کردیم این جمع شدن و متفرق شدن برکات زیادی برای کشور دارد بدون آنکه هیچ شائبه‌ای باشد چرا که در آن روحانیون، سوالات، انتقادات و مشکلات را بیان می‌کردند.
میرحسین موسوی ادامه داد: خاطرم هست که آیت‌الله مهدوی کنی نگران شده بودند که این جمع شدن باعث دولتی شدن روحانیت نشود و این موضوع را در قالب پیامی برای من فرستادند. بنده نیز در جواب به ایشان شرح دادم که ما به این روحانیون پول و امکاناتی نمی‌دهیم و تنها آن‌ها را برای شنیدن مشکلات نظام دعوت می‌کنیم و اعتقاد داریم روحانیت پاک و انقلابی ما که خودشان از پایه‌گذاران انقلاب بودند و در کنار مردم بودند می‌توانند نقد داشته باشند و در عین حال می‌توانند متوجه باشند در چه جاهایی باید از دولت حمایت کنند. نخست وزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه برای حفظ تداوم نقش روحانیت باید به این مسایل توجه‌ای ویژه داشت گفت: البته مردم نیز به این موضوع توجه دارند. ممکن است این مساله در ذهن گروه‌های سیاسی مخالف یا موافق این مساله وجود داشته باشد که آیا می‌توان در کنار روحانیت بود و روحانیت از نظام و دولت حمایت کند و در عین حال حامی مردم باشد؟ و در این رابطه تناقض‌هایی کشف کند اما جامعه می‌داند روحانیت می‌تواند هم یار جامعه، ‌انقلاب و هم دولت باشد.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس افزود: جامعه موافق بهبود فضای کسب و کار است و از خصوصی‌سازی دفاع می‌کند و بر این باور است که بخش خصوصی را باید قدرتمند کرد اما این بحث با این موضوع متفاوت است که جامعه موافق تبدیل فضای ارزشی به جامعه‌ی سوداگرانه باشد که در آن همه چیز قابل خرید و فروش باشد، این دو موضوع با یکدیگر متفاوت است.
وی گفت: مردم نمی‌خواهند آن ارزش‌هایی که باعث بقای شخصیت دین و ایمان ‌آنهاست و همه‌ی هستی‌شان از این موارد است همچون یک کالایی که قیمت پولی دارد، قابل خرید و فروش باشد و نهادهای برآمده از مردم چنین وضعیتی را پیدا کنند. ما می‌توانیم نسبت به این حساسیت و این ویژگی که مردم دارند دقت کنیم چرا که این مساله خیلی از مشکلات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی ما را حل می‌کند. به عبارت دیگر در جامعه‌ی سوداگرانه همه چیز کالا و همه چیز قابل خرید و فروش می‌شود.
میرحسین موسوی به آیاتی که در این مراسم قرائت شد، اشاره کرد و گفت: خداوند متعال از تجارتی صحبت می‌کند که مردم را از عذاب جهنم نجات می‌دهد و آن‌ها را سرمنزل وصل و وصال خود و بهشت قرار می‌دهد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه در جامعه‌ای که تجارت با خداست، سوداگری و حاکمیت پول به حداقل خود تقلیل پیدا می‌کند افزود: این بدان معنا نیست که در آن جامعه تولید، ثروت و رشد نیست بلکه در آن جامعه در صورت ضرورت مردم حاضرند از همه چیز خود در راه خدا بگذرند و به کشور و انقلاب کمک کنند تا کشور از بحران‌ها رد شود.
موسوی اضافه کرد: در این جامعه می‌توان بدون صدقه دادن به مردم و پول در کف دست آن‌ها قرار دادن، بحران‌ها و مشکلات را برای مردم شرح داد و مردم را به طاقت، سخت‌کوشی و فراوان کار کردن با حفظ عزت انسانی‌شان دعوت کرد و مطمئنا آن‌ها پاسخ می‌دهند.
وی با تاکید بر اینکه حفظ عزت مردم و صیانت از این مساله، صیانت از بزرگترین سرمایه‌هاست، گفت: اگر این سرمایه را نداشتیم انقلابی پیروز نمی‌شد و اگر این سرمایه را نداشتیم هشت سال مقاومت را نمی‌توانستیم در آن شرایطی که در جنگ وجود داشت انجام دهیم.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در ادامه تاکید کرد: هم‌اکنون شرایط نیز این گونه است. باید در صورت وجود مشکل و سختی و همچنین اگر اشتباه کرده و کج رفته ایم، مشکلات را پیدا کرده و هزینه زیاد انجام دهیم؛ در برخی موارد بی‌خود خرج کرده ایم که باید با حفظ حرمت و عزت مردم به آن‌ها رجوع کنیم و از آن‌ها کمک بخواهیم.

موسوی با اشاره به اینکه این مردم در طول جنگ فرزندان خود را به جبهه می‌فرستادند و مال و اموال‌شان و زینت‌آلاتشان را به جبهه می‌بخشیدند ادامه داد: مادران در پشت صحنه‌ها و پدران و فرزندان به نوع دیگری از دفاع مقدس حمایت می‌کردند؛ بنابراین دلیلی ندارد که در شرایطی که ارزش‌ها زنده شده و روی آن‌ها ایستادگی شود کمک خود را دریغ کنند.
وی با تاکید بر حمایت از مظلومیت و عزت مردم غزه و ضرورت دفاع از آنها افزود: کسانی که امور را می‌گردانند و همه‌ی نهادهای برآمده از نظام جمهوری اسلامی که برای کشور مقدس‌اند و آرزوی ما این است که تربیت و قوی شوند، باید توجه کنند که نمی‌توانیم راجع به عزت مردم غزه و حزب‌الله لبنان صحبت کنیم و عزت مردم خودمان را نادیده بگیریم.
در واکنش به این سخن دانشجویان حاضر به ابراز احساسات پرداختند و شعار دادند: «درود بر موسوی».
مهندس موسوی با تاکید بر اینکه جامعه از باج ندادن به قدرت‌های بزرگ حمایت می‌کند و این همان اصولگرایی است، گفت: جامعه دوست ندارد وابستگی داشته باشیم، جامعه قویا از داشتن تکنولوژی هسته‌یی حمایت می‌کند. جامعه‌ی ما سرخم کردن در مقابل قدرت‌های بزرگ و خواسته‌هایشان و اینکه جلوی پیشرفت ما را در مقابل این تکنولوژی‌ها بگیرند، رد می‌کند و آماده‌ هر نوع فداکاری برای ایستادگی در این راه دارد و از دولتمردان نیز همین انتظار می‌رود، این ویژگی اصولگرایانه است.
وی در ادامه تاکید کرد: در عین حال از آنجا که عقل جمعی در جامعه‌ی ما حاکم است، از تحریک بیهوده جهان دل خوشی ندارد.
موسوی افزود: دهها مساله دیگر که به همین ترتیب به نظر می‌آید متضاد است و در داخل کلیشه‌هایی محفوظ شده و در میان جریانات سیاسی می‌گردند می‌توان پیدا کرد که در میان مردم همه با هم حضور دارند و هیچ نوع تناقضی نیز بین آن‌ها نیست. مردم با هم دوست و آشنا هستند، تفاوت‌ها را تحمل می‌کنند، دوست دارند به نظام، دولت و انقلاب کمک کنند و آن را به پیش ببرند، کشور را آباد کنند و همه‌ی ویژگی‌ها را با هم داشته باشند.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس تاکید کرد: از وظایف گروه‌هایی که دل به حال مملکت می‌سوزانند باید این باشد که با تکیه بر این روحیه‌ مردم، امکان وحدت بیشتر را فراهم کنند و هر قدمی که برمی‌دارند توجه داشته باشند این سرمایه عظیم را که یک جامعه متمدن و یک جامعه خوب و برخوردار از تاریخ طولانی می‌تواند در خود داشته باشد، با انگیزه‌های خود قسمت قسمت نکنند و از مجموعه‌ی این سرمایه استفاده کنند.
موسوی ادامه داد: با دقت به این چارچوب این ظرفیت وجود دارد که در میان ملت ظرفیت‌های عظیم را برای دفاع از انقلاب، نظام و دولت به معنای عام و کلی پیدا کرد. این نظام نیازمند آن است که دولت‌های خود را داشته باشد.
رییس فرهنگستان هنر خاطر نشان کرد: انجمن اسلامی نیز دارای چنین ویژگی‌ است به دلیل آنکه برشی از جامعه است و به طور طبیعی برش زده شده است و این طور نیست که در آن یک سلیقه و یک گرایش دور هم جمع شده باشند و یک نوع کلیشه ساخته و تحت آن عنوان فعالیت کنند.
میرحسین موسوی در پایان گفت: آرزو می‌کنم که کشور به سمت وحدت بیشتر و برای حل مشکلات پیش رود این موضوع جز با وحدت آحاد ملت و جز با کمک دانشجویان عزیز و انجمن‌های اسلامی، جوانان فرهیخته، زنان، مردان و مردم امکان‌پذیر نیست. کشور را همه می‌سازند و نه یک فرد و گروه؛ این خواست جمعی است که همه می‌توانند موفق باشند.

 


+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 18:9  توسط روابط عمومی  | 


به گزارش «موج سوم»، به رغم دوري مكان برگزاري همايش از مركز شهر، چندین هزار نفر از نخبگان

 و دانشوران و فعالان سياسي و فرهنگي،‌ پویشگران «موج سوم» و جوانان حامي خاتمي در اين

گردهمايي شركت كردند و 15 تن از نخبگان حوزه‌هاي فرهنگي، هنري، ديني، اجتماعي و سياسي

 و نخبگان حامي نامزدي خاتمي به نمايندگي از اقشار و گروه‌هاي متنوع به طرح دلایل خود برای

حمایت از سیدمحمد خاتمی در انتخابات رياست جمهوري پيش رو پرداختند. گفتنی است علی‌رغم

 تبلیغات محدود این همایش‌، صدها نفر از پویشگران و علاقمندان حضور در این گردهمایی از ساعت‌ها

قبل از آغاز برنامه در مجتمع اریکه ایرانیان حاضر شده‌بودند و پیش از آغاز برنامه ظرفیت سالن بزرگ

 اریکه ایرانیان تکمیل شده بود و صدها نفر از حضار امکان ورود به سالن را نیافتند.
 
حسام‌الدین سراج (خواننده برجسته موسیقی سنتی)، هما روستا (بازیگر سینما و تلویزیون)،

 دکتر ضیاء موحد (شاعر و فیلسوف)، دکتر یوسف اباذری (جامعه‌شناس)، دکتر سعید رضوی‌فقیه

 (دبیر سیاسی اسبق دفتر تحکیم و دبیر تشکیلات سابق اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان

 در اروپا)، لیلی رشیدی (بازیگر سینما و تلویزیون)، دکتر شاپور اعتماد (عضو انجمن حکمت و فلسفه)،

 دکتر اردشیر امیرارجمند (رئیس سابق کرسی حقوق بشر یونسکو در ایران)، دکتر جلال جلالی‌زاده

(فعال سیاسی کرد و اهل تسنن)، علیرضا رحیمی (جانباز و آزاده)، مجید انصاری (عضو سابق مجلس

 خبرگان و رئيس كمسيون برنامه و بودجه مجلش ششم و عضو مجمع تشخيص مصلحت)، شهاب

طباطبایی (رئیس ستاد 88)، محمدجواد غلامرضا کاشی (استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه

طباطبایی)، زهرا شجاعی (دبیرکل مجمع زنان اصلاح‌طلب)، مصطفی طلوعی (دبیر همایش و عضو

هسته مرکزی پویش حمایت از خاتمی) و صباغی (برادر شهیدان صباغی) از جمله سخنرانان اين همایش بودند.

کمال تبریزی، فرهاد آییش، محسن آرمین، جواد مظفر و عبدالله رمضان‌زاده که برای ایراد سخنرانی

 در همایش حاضر شده‌بودند نیز به دلیل ضیق وقت به اعلام حمایت خود از خاتمی اکتقا کردند و به

 سخنرانی نپرداختند. هادی ساعی، حسین پاکدل، احمدرضا درویش، آیت‌الله موسوی تبریزی و

 آيت‌الله موسوي بجنوردي نيز ضمن اعلام حمایت خود از سیدمحمد خاتمی به دليل سفر يا كسالت

 امكان سخنرانی در این برنامه را نيافتند. تعداد زيادي از اعضاي ارشد شوراي مركزي جبهه مشاركت،

 سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، نهضت آزادي ايران، شوراي فعالان ملي‌-مذهبي، مجمع روحانيون

 مبارز و حزب كارگزاران سازندگي و نخبگان فرهنگي و دانشگاهي نيز در اين همايش حضور داشتند.

در قسمت‌هاي مختلف برنامه نيز 5 كليپ و نماهنگ (نماهنگ ترانه‌های «روز پیروزی خورشید»،

 «خاتم انگشتر ايران» و «حماسه» و دو کلیپ درباره «مبارزات مدنی ایرانیان از زمان مشروطه»

 و «اعلام نامزدی سیدمحمد خاتمی») به نمايش درآمدند و مورد استقبال حضار در سالن واقع شدند

 در حاشيه برنامه نيز با تعدادي از نخبگان حاضر در همايش مصاحبه‌هاي ويژه ويديويي و مكتوب صورت

 گرفت که از طریق سایت «موج سوم» منتشر خواهند شد. پیام سیدمحمد خاتمی به این همایش

نیز در انتهای برنامه توسط محسن‌امین‌زاده (قائم‌مقام ستاد انتخاباتی سیدمحمد خاتمی) قرائت شد.

 


+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 21:12  توسط روابط عمومی  | 

 

نماینده مدیران مسوول در هیات نظارت بر مطبوعات در این زمینه به خبرنگار قلم‌نیوز گفت:

 مطابق آیین‌نامه داخلی هیات، طرح تقاضای شخصیت‌های مشهور با اولویت همراه است

و عملا این پرونده‌ها خارج از نوبت مطرح می‌شود.

حسین انتظامی افزود: تقاضای انتشار روزنامه «کلمه سبز» به صاحب امتیازی مهندس موسوی

 بر همین مبنا مطرح شد و با توجه به سابقه و جایگاه ایشان، اعضای هیات نظارت بر مطبوعات

از حضور و فعالیت وی در عرصه مطبوعات استقبال کردند.

نماینده مدیران مسوول در هیات نظارت یادآور شد: درخواست‌های دیگری هم خارج از نوبت

بررسی می‌شود. برای نمونه نشریات تخصصی یا تقاضای چهره‌های با سابقه مطبوعاتی

 یا تقاضای انتشار نشریات محلی برای شهر‌هایی که تعداد نشریات آنها از حد نصاب خاصی

 پایین‌تر است.

این فعال مطبوعاتی در ادامه با اشاره به برخی اقدامات هیات نظارت گفت: طی دو،

سه جلسه اخیر هیات نظارت مشغول اصلاح آیین‌نامه داخلی خود است و بحمدالله

 این آیین‌نامه  به سمت شفافیت و جامعیت پیش می‌رود.

انتظامی افزود: طرح تقاضا به‌صورت خارج از نوبت ضرورتا به معنای اخذ مجوز نیست به این معنا

 که ممکن است پرونده‌ای بر اساس یکی از مواردی که برشمردم امکان طرح خارج از نوبت را

 داشته باشد ولی درعین حال با آن تقاضا مخالفت شود


+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 21:1  توسط روابط عمومی  | 
به گزارش قلم‌نیوز در این مطلب آمده است:

حلقه سه‌نفره با چراغ خاموش کار خود را پیش می‌برند و شرایط کاندیداهای خود را نیز نهایی کرده‌اند.

براساس آنچه که آنان تصمیم گرفته‌اند مشارکت جمعی در قبل و بعد از انتخابات یکی از اصول دولت ائتلا‌فی

است و به این ترتیب احمدی‌نژاد از دایره کاندیداهای این جریان خارج می‌شوند.

برخی از اصولگرایان حامی این حلقه و به‌خصوص قالیباف از این جریان بریده و راه حمایت از احمدی‌نژاد

را درپیش گرفته‌اند. دیروز علیرضا زاکانی از حامیان قالیباف در انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته خبر داد که

قالیباف کاندیدا نمی‌شود اما چند قدم آن طرف‌تر امیدوار رضایی برادر محسن رضایی، قالیباف را همچنان

کاندیدای بالقوه‌ای برای انتخابات ریاست‌جمهوری دانست. رضا طلا‌یی‌نیک از افراد نزدیک به محسن رضایی

نیز با اشاره به شکل‌گیری ستادهای دولت ائتلا‌فی اعلا‌م کرد که تنها افرادی که ایده دولت ائتلا‌فی را پذیرفته

باشند جزو کاندیداهای این ستاد خواهند بود. معنای دیگر این سخن البته می‌تواند این باشد که افرادی چون

احمدی‌نژاد که ایده دولت ائتلا‌فی را نپذیرفته‌اند کاندیدای ستادهای دولت ائتلا‌فی نیستند. این روزها اصولگرایان

مجلس در یک بلا‌تکلیفی بزرگ گرفتار شده‌اند. آنان در حوزه‌های انتخابیه خود مواجه با انتقادات مردم از دولت

هستند و از سوی دیگر شاید مجبور باشند از احمدی‌نژاد حمایت کنند.

یکی از نمایندگانی که در دوره گذشته از کاندیداتوری قالیباف حمایت کرده و اینک با وضعیت پیش‌آمده

به حمایت از احمدی‌نژاد برخاسته است علیرضا زاکانی دبیرکل جمعیت رهپویان انقلا‌ب اسلا‌می است.

او روز گذشته از دیدار اخیر خود با قالیباف پس از اعلا‌م کاندیداتوری خاتمی خبر داد و گفت که قالیباف در این

دیدار تاکید کرده اگر خاتمی یا میرحسین موسوی کاندیدا شوند او وارد عرصه انتخابات نخواهد شد. ‌

زاکانی با اعلا‌م منتفی شدن کاندیداتوری قالیباف به نوعی می‌خواست حمایت خود از احمدی‌نژاد را نیز اعلا‌م

کند، تصمیمی که برخی از اصولگرایان پس از کاندیداتوری خاتمی به آن تن داده‌اند. او با بیان اینکه حضور

کاندیدای اصلا‌ح‌طلبان به ایجاد وحدت میان اصولگرایان کمک کرده است، گفت: با کاندیداتوری آقای خاتمی

احتمال اجماع بر سر احمدی‌نژاد تقویت شده است. ‌

زاکانی با بیان اینکه در حال حاضر جریان اصولگرا به دنبال وحدت در حمایت از کاندیداتوری احمدی‌نژاد است،

گفت: جریان اصولگرا در این زمینه بیشترین امکان را برای حضور و استمرار و ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد می‌بیند.

در حالی که زاکانی کاندیداتوری قالیباف را منتفی اعلا‌م می‌کرد چند قدم آن طرف‌تر امیدوار رضایی برادر

محسن رضایی، قالیباف را کاندیدای بالقوه انتخابات ریاست‌جمهوری دانست و گفت: معلوم نیست که بیایند

اما به عنوان کاندیدای بالقوه مطرح هستند. ‌

رضایی درباره فعالیت ترکیب سه نفره قالیباف، رضایی و لا‌ریجانی و تاثیرگذاری این جریان در انتخابات

ریاست‌جمهوری گفت: قطعا تاثیر می‌گذارند اما اینکه چه تصمیمی بگیرند هنوز مشخص نیست. ‌

وی پورمحمدی، جهرمی، ولا‌یتی و قالیباف را از کاندیداهای مطرح اصولگرایان ذکر کرد و گفت: تعدد کاندیداهای

اصولگرایان هم ممکن است مثبت باشد و هم منفی. مثبت از این جهت که تعداد رای خفته را زیاد می‌کند اما

اگر کمتر باشند از پراکندگی آرا جلوگیری می‌کند. ‌

رضا طلا‌یی‌نیک نماینده سابق مجلس و از افراد نزدیک به محسن رضایی نیز درباره تشکیل ستادهای ائتلا‌فی

گفت: پیشنهاد دولت ائتلا‌فی از چند ماه قبل در رایزنی‌ها قرار گرفت و تعداد قابل توجهی از نامزدهای احتمالی

و شخصیت‌های دیگر در جریان پیگیری دولت ائتلا‌فی هستند. با توجه به حساسیت و اهمیت جمع‌گرایی و

تصمیم جمعی بر مبنای دولت ائتلا‌فی نتایج آن به صورت شفاف اعلا‌م نشده است اما تعامل و تصمیم جمعی

بین تعداد قابل توجهی از شخصیت‌ها برای شکل‌گیری دولت ائتلا‌فی وجود دارد. ‌

وی درباره حضور کاندیداهای احتمالی انتخابات ریاست‌جمهوری در ساختار ستاد دولت ائتلا‌فی اعلا‌م کرد که

به‌دلیل برخی ملا‌حظات هنوز نامزدهای اصلی دولت ائتلا‌فی اعلا‌م نشده است اما تعداد قابل توجهی از آنها

در جریان و تعامل با این پیشنهاد هستند. ‌

طلا‌یی‌نیک مشارکت جمعی در قبل و بعد از انتخابات را یکی از اصول دولت ائتلا‌فی ذکر کرد. طبیعتا با این

پیش‌شرط دولت ائتلا‌فی افرادی چون محمود احمدی‌نژاد از هم‌اکنون از دایره کاندیداهای دولت ائتلا‌فی خارج

هستند اما طلا‌یی‌نیک درباره اینکه احمدی‌نژاد دولت ائتلا‌فی را نپذیرفته است و به این ترتیب کاندیدای این

مجموعه نخواهد بود، گفت: هر کسی که معتقد به مشارکت جمعی در تصمیم‌گیری برای تعیین نامزد و کمک

در تشکیل دولت نباشد طبیعتا معتقد به دولت ائتلا‌فی نیست و به‌طور طبیعی کاندیدای این مجموعه نخواهد

بود. ‌


+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 16:24  توسط روابط عمومی  | 
 

 مجمع ساليانه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران

 به مناسبت شصت و ششمين سالگرد تاسيس اين تشكل با سخنراني

مهندس ميرحسين موسوي برگزار مي‌شود.

اين مراسم در روز سه‌شنبه 13 اسفند و از ساعت 14 در تالار شهيد چمران دانشكده‌ي فني

 و با حضور اعضاي فعال و ادوار گذشته‌ي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي

 تهران و برخي از چهره‌هاي برجسته سياسي برگزار مي‌شود.

محورهاي تعيين شده براي اين نشست شامل

 "آزادي، عدالت؛ ضامن جمهوريت"،

 "جنبش دانشجويي بازگشت به خويشتن"

و "نهضت انقلاب اسلامي و بازخواني انديشه‌ امام" مي باشد.

 


+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 23:12  توسط روابط عمومی  | 
 

ای آشناي غريب

اي عصمت هشتم! کوچه هاي نيشابور، هنوز بوي کلام عطرآگين تو را

دارد.هر روز که خورشيد خراسان، سينه ريز زرينش را از شوق مي درد

 و انبوه دانه هاي طلايي اش از فراز آسمان بر حَرَمت مي پاشد، کبوتر

دل، بهانه کنان به سوي حرم تو پر مي کشد؛ همان وتري که هر روز،

 به سوي دانه هاي مِهري مي رود که برايش مي پاشي.

شهادت امام هشتم شیعیان را تسلیت می گوییم.


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 12:11  توسط روابط عمومی  | 

برای پیگیری اخبار مربوط به میرحسین موسوی به سایت های

 زیر مراجعه کنید:

 

http://tadbeer.ir/

http://www.entekhab10.net/

http://www.marderah.ir/

http://siavashon.ir/

http://www.nasim88.i


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 11:29  توسط روابط عمومی  | 

مشروح مناظره حجت الاسلام سیدمحمد علی ابطحی و حجت الاسلام حمید رسایی که در پردیس قم  با موضوع اصلاح طلبی و اصول گرایی که در تاریخ نهم آذر ماه به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه  تهران - پردیس قم صورت گرفت و توسط برخی از رسانه های حامی دولت نهم با سانسور و انتشار گزینشی منتشر شد، به صورت کامل و بدون هیگونه سانسوری در پی می آید:

مجری: با تقدیر و تشکر از دو میهمان محترم از این که دعوت ما را پذیرفتند، طبق حروف الفبا از آقای ابطحی درخواست می کنم تا بحث را آغاز کنند.

ابطحی: بسم الله الرحمن الرحیم.  سلام عرض می کنم خدمت همه شما  میهمانان و دانشجویان  عزیز که قاعدتا ساعت پایان کاری شما هست و در این اجتماع نشسته اید وحضور دارید و برای من هم فرصت مغتنمی هست که در خدمت شما عزیزان باشم قبل از شروع به صحبت، شهادت حضرت امام جواد سلام الله علیه را خدمت همه شما عزیزان تسلیت عرض می کنم، حضرت جواد سلام الله علیه جوان ترین امام بود که به شهادت رسید و گرفتار دشمن خانگی شد و از درون خانه اش به شهادت رسید همچنین هفته بسیج را  برای ما نسلی که در دوران انقلاب و درون جنگ بودیم گرامی می دارم. چون نسلی که ما و یادمانی که ما از بسیج بهاد داریم یادمان بسیار محترمی است بسیج بنا به دیدگاهی که امام مطرح کردند بعنوان ارتش بیست میلیونی بود که همه نسل جوان و در حقیقت همه جامعه آن روز را شامل می شد و تلاش جمعی برای مزیت یافتن بر جمع دیگر ی تلقی نمی شدو به عنوان یک حرکت عمومی در دفاع از آرمان های دینی و ملی تلقی می شد  وکسانی که در آن مجموعه بسیج نسل ما حضور پیدا کرده بودند کسانی بودند که حتی صادق تر از نیروهای رسمی  مسلح مثل سپاه و ارتش  در جبهه های دفاع از این سرزمین و این آب و خاک حضور داشتند واز آرمان های الهی مردم  این سرزمین دفاع کردند یاد آن بسیجیان گرامی باد.  موضوع بحث تبیین اصلاح طلبی و اصولگرایی است. طبیعتاً در دور اول بحث که بنده و جناب آقای رسایی خواهیم داشت به عمومیات و کلیات خواهیم پرداخت حداقل نسبت به دیدگاه خودم می گویم و امیدوارم در قسمت های بعدی، کمی به مصادیق و حوزه های قابل نقد اصولگرایی و اصلاح طلبی به تناسب عمرعملی این دو جریان خواهیم پرداخت و هر کدام از ما به عنوان دو فعال این دو حوزه چه دیدگاه هایی را می توانیم ارائه کنیم. شاید در موارد کلی خیلی اختلاف نظرها مشخص نشود ولی در مصادیق معلوم می شود که دید گاه ها چه تفاوت هایی دارد و این که چه دیدگاهی به نفع ملت و مردم است و ان شاء الله در آخر هم بحث شیرین انتخابات را داشته باشیم، چون امروز هر جا که می رویم، همه می پرسند چه کسی می آید یا نمی آید؟ در ارتباط با اصلاح طلبی اگر بخواهم یک تعریفی را ارائه دهم بر می گردد به یک تباری که این تبار اصلاح طلبی با اصولگرایی امروز یک ریشه مشترک داشته که به قبل از انقلاب برمی گردد و مجموعه علاقمندان به اندیشه دینی امام (رضوان الله تعالی علیه) بخصوص جریان روحانیت  قبل از انقلاب را شامل می شود که  این مجموعه های علاقمند به امام آسیب های زیادی را دیدند و بعداز انقلاب تقسیم بندی های فکری بین آن ها ایجاد شد. و در بعد از انقلاب در قالب مرزبندی چپ و راست نامگذاری شدند. اینها مرز بندی ها بنا بر مجموعه ای بودند که محوریت امام و دیدگاه های امام در راه اندازی وسامان دهی  آنها بسیار جدی تر بودو جناح چپ نام داشتند که بعد از دوم خرداد 1376  به نام جریان اصلاحات  در یک تبار و یک مجموعه بودند.

این مجمو عه با محوریت امام و اندیشه های امام بودند و نوعی همراهی نزدیک تر با امام و مخالفت بیشتر با کسانی که با اندیشه عمومی انقلاب ساز امام مخالف بودند داشتند که البته در حوزه فکری و دینی جلوه آن مخالفت در برابر جریان متحجر آن روز و ارتجاع دینی که جریانی بود متفاوت از جریان و اندیشه امام شکل گرفت.

من بر این باورم که انقلاب اسلامی حتی بر اساس اندیشه غالب حوزه های علمیه هم شکل نگرفت. اندیشه غالب اندیشه ای نبود که امام محور آن باشد، اندیشه غالب  که امام با تعمد روی آن تاکید می کند آن بود که امام می گوید: در مدرسه  فیضیه که سمبل روحانیت آن روز بود فرزندم مصطفی آب می نوشد ودیگران ظرف آب فرزندم مصطفی را نجس می دانستند واز آن آب نمی خوردند و لیوان آب مصطفی را آب می کشید. امام این مطلب را در یک  بیانیه  رسمی اعلام می کند، شاید در یک نگاه سمبلیک امام اندیشه غالب اندیشه مترقی و مردم مدارو عدالت خواهی بود که  امام رضوان الله، اندیشه ای را بنا گذاشت که بعد از انقلاب به شکل متفاوتی در جریان اجرایی ظاهر شد و به نوعی  به صورت جریان چپ در برابر جریان راست در سال های اولیه انقلاب شکل گرفت. که در مواردی مثل دید گاه های اقتصادی نگاه های عدالت خواهانه تری  در جریان چپ بود که این جریان چپ، در یکی دو فصل بعد از امام مورد بی مهری قرار گرفت یکی در انتخابات مجلس سوم با محوریت جناب آقای هاشمی رفسنجانی و بعد جریان ادامه یافت تا فضای عمومی جامعه یک فضای متفاوتی را می طلبید.  تمام حاکمیت و  بسیاری ازروحانیت برای رأی آوری آقای ناطق نوری بسیج شدند، و برای گرم کردن تنورسرد انتخابات علاقمند شدند که کسی هم نام نویسی کند که آن کس سید محمد خاتمی بود وبه راحتی پذیرفته شد و گفتند شاید بتواند تنوری را گرم کند ولی جو جامعه در این سالها آن قدر ملتهب شده بود که نتیجه اش دوم خرداد 1376 شد و این آرا و اقبال عمومی چیزی نبود جز طلب اصلاح در جریان انقلاب. اصلاحات خواستی بود که در دوم خرداد تبلور پیدا کرد همان خواستی که "نه" به  مجموعه اندیشه و سلیقه حاکم در حکومت بود.ولی آن خواستی که به تعبیر من و یا به تعبیر اصلاح طلبانی که من جزو آن ها هستم و یا در مدار بالاتر در محوری که آقای خاتمی را محور این جریان می دانم آن جریان اصلاح طلبی برای حذف انقلاب و یا برای انقلاب مجددی نبود بلکه برای این بود که آن سلایقی که به نام اسلام وقرآن و به نام امام وانقلاب  درجامعه مطرح می شد و می رفت که جامعه را به سمتی ببرد که در آن آرا مردم فقط به صورت تزئین اجتماع بود.ومردم نقش باختند وحاکمیت اراده شخصی خود را به نام  اراده خدا می خواست در جامعه مطرح کند، جریان عمومی در کشور فشار وزور و مشکلات فراوان را بر مردم تحمیل کرد و نفی آن جریان همان اصلاحاتی بود که از درون خانواده انقلاب مردم انقلاب کرده تصمیم گرفتند انجام دهند.مردمی که حماسه سال 1376 را بوجود آوردند عمدتا مردمی نبودند که انقلاب را نپذیرفته باشند بلکه عمده آن ها کسانی بودند که خود انقلاب کرده بودند و خود پذیرای انقلاب بودند و خود دعوت کننده به سمت حفاظت از دستاورد های انقلاب بودند و تنها امکان حفاظت از دستاورد های انقلاب اصلاح سلایقی  بود که به نام انقلاب دردرون جامعه مطرح شده بود از آن جا ماجرایی به نام اصلاح طلبی شکل گرفت. اصلاح طلبی  البته منافع  بسیاری از کسانی را که باید اصلاح می شدند، در خطر قرارمی داد. شروع و آغاز اصلاح طلبی بسیاری از کسانی را که افکار عمومی جامعه آن ها را نفی می کرد و روش های آن ها را نمی پسندید مورد نفی قرار می داد .

البته به همین دلیل، قبل از کاندیداتوری خاتمی، مسئول عالی رتبه امنیتی کشور از قبل اعلام کرد که اگر ما به اندیشه اصلاح طلبی تن دهیم، امنیت ملی و کشور مورد آسیب قرار می گیرد، و همه کسانی که آسیب می دیدند از این که انقلاب به مسیر اولیه خودش باز گردد و خود از عواملی بودند که این مسیر را تغییر داده بودند از این انتخاب نگران بودند همین افراد از فردای دوم خرداد همه تلاش خود را کردند به مخالفت با جریان اصلاح طلبی.

اما امروز  جناب آقای رسایی طرفدار دولتی هستند که شانس بسیار بزرگی دارد از این که تمام دستگاه های امنیتی و موازی وقضایی وامثال این ها آرام گرفته اند ونشسته اند ولی بعد از روز دوم خرداد به دلیل همین فضایی که در درون جامعه شکل گرفته بودو نقد آن را مردم می طلبیدند  و می خواستند که در درون جامعه یک اصلاحی از درون انجام شود همه آن نیرو هایی که مخالف بودند و خود زمینه ای را بوجود آورده بودند که جامعه به یک اصلاح نیاز دارد آن ها همه ایستاده و مقاوم جدی در برابر خواست عمومی مردم قرار گرفتند که البته آفت ها و آسیب های آن را به صورت جدی جامعه و مردم دیدند، ولی در عین حال کارهای بسیار بزرگی در اصلاحات انجام شد که بزرگ ترین کار اصلاحات این بود که مردم با حقوق خود آشنا شدند و فهمیدند که می توانند در درون ساختار نظام جمهوری اسلامی و در درون ساختارقانون اساسی از حقوق حقه خودشان دفاع کنند و کسی به نام آن ها مبانی اصلی انقلاب را مصادره نکند.

مجری: وقت شما تمام است. من از آقای رسایی می خواهم که بیاناتشان را بفرمایند.

رسایی: بسم الله الرحمن الرحیم. من هم شهادت امام نهم را تسلیت می گویم  و هفته بسیج را گرامی دارم. از دوستان انجمن اسلامی متشکرم که فضایی فراهم کردند تا به ارتقای سطح فکری جامعه بینجامد.

ما در کشورمان فرصت هایی داشته ایم و تهدیدهایی. اگر فرصت ها خوب مدیریت نشود، می شود تهدید و اگر مدیریت شود، فرصت باقی می ماند. تهدیدها هم اگر مدیریت شود، می شود فرصت و الا تهدید باقی می ماند. مثال این موضوع مشروطه است، مشروطه یک حرکت اصلاحی و فرصت بود ولی چون توسط رهبران آن خوب مدیریت نشد، در اختیار دشمن قرار گرفت و به تهدید تبدیل شد. علی رغم آن که بسیاری از مفاهیم مانند آزادی، مجلس، مطبوعات و... از مشروطه وارد ادبیات سیاسی این کشور شد، اما نتیجه مشروطه شد حکومت رضا میرپنج قلدر!

مثال دیگر آن در هفته بسیج، همین دوره جنگ 8 ساله بود که یک تهدید بود اما چون مدیریت شد، تبدیل به فرصت شد و بسیاری از خبرهای خوش این ایام در موضوع هسته ای یا موارد علمی دیگر حاصل دوره دفاع مقدس است.

به نظر بنده اصلاحات و دوم خرداد یک فرصت بود اما چون مثل مشروطه مدیریت نشد، تبدیل به تهدید شد. برخلاف آن کادویی که آقای ابطحی از اصلاحات ارائه دادند، اصلاحات چیز دیگری شد. چون اگر اصلاحات این بود که ایشان فرمودند، پس چرا امریکایی ها به این اصلاحات طمع کردند، چرا  بعضی از نیروهای انقلاب از آن ناراحت بودند، چرا همین الآن برخی از  افراد اصلاح طلب از برخی اقداماتش اعلام برائت می کنند. وقتی فرصت به تهدید تبدیل شد، یک عده از درون انقلاب نگران شدند و البته آنهایی که از یک سوراخ کوچک به جامعه نگاه نمی کردند، بلکه وسیع تر می دیدند و دامنه بیشتری را می دیدند، خیلی زودتر اعلام خطر کردند.

به نظر من اصلاحات و اصولگرایی عزیزان مانند برخی مفاهیم دیگر ما حسن و قبحشان عقلی نیست. ظلم بد است، این ذاتی است یا مثلاً عدل خوب است، این هم ذاتی است ولی اصلاحات و اصول گرایی 2 وجهی است، و مثل یک چاقوی دولبه هست هر کدام از این ها  می تواند نیکو باشد ویا ناپسند باشد  بستگی دارد چه طور تعریفش کنیم. و هر کدام از این ها می تواند مفید باشد و یا غیر مفید باشد. با این نگاه که اصلاح طلبی و اصول گرایی می تواند دو پهلو باشد و بستگی دارد به آ ن جهتی که ما به آن نگاه می کنیم و یا تعریف می کنیم باید گفت که یکی از چیز هایی که باعث شد تا اصلاح طلبی  موفق نشود و جریان اصول گرایی هم اگر با همان تعریفی که دوستان هم گفتند که اصول گرایی را در قالب یک حزب نبینیم که من این را هم قبول دارم که اصول گرایی مختص به حزب نیست. فلذا الان هم یکی از نمایندگان تشکل ها که منتسب به اصول گرایی و جریان ما هم هست از من انتقاد های تیزی کرد و البته آن ها هم جواب دارد بنده به هیچ وجه مدافع آقای کردان نبوده ام  بلکه از جمله کسانی بودم که خیلی تلاش کردم که این اتفاق نیافتد من نه بار اول به او رای دادم و نه بار دوم در استیضاحش، منتها ما انتقاد را به معنای چنگ کشیدن و گاز گرفتن نمی دانیم ما سعی می کنیم که انتقادات ما طور دیگری باشد حتی از جمله کسانی که باعث شد آقای رییس جمهور در روز استیضاح آقای کردان در مجلس حضور نیابد من به همراه دو نماینده دیگر بودم که سه ساعت را با ایشان بحث می کردیم و البته ایشان هم برای خودش دلایلی را دارد حتی شما شنیدید از انجمن اسلامی که در این جا منتسب به جریان اصول گرایی هست انتقادات خاصی را به دولت داشت ولی دوستان نمایندگان انجمن اسلامی دانشجویان که اصلاح طلب هم هستند شلاق را گرفتند  و هر طور که خواستند انتقاد کردند ولی دریغ از یک سوزن کوچک که به جریان اصلاح طلبی بزند که یقینا آقای ابطحی دو سه تا جوال دوز به این جریان می زند، چون من بیانات ایشان را که دیدم می دانم که خودش یقینا دل پری را دارد و ناراضی هست از برخی حرکاتی که شده است. یکی از مشکلاتی که باعث این شد برای این بود که اصلاحات در طول این سال ها تعریف نشد حتی من که در وب نوشت آقای ابطحی جستجوکردم، دیدم ایشان اصلاحات را تعریف نکرده، حتی همین الآن هم ایشان اصلاحات را تعریف نکرد بلکه مصادیق هواداران و کسانی را که به عنوان اصلاح طلب مشهور شده اند، تبیین کرد. حتی اخیراً هم آقای خاتمی وقتی از آمدن یا نیامدنش سخن گفت، تأکید کرد که اگر بیاید، حتماً باید اصلاحات را تعریف کند. خب چیزی که بزرگان و نیروهای شاخص و اصلی یک جریان آن هنوز در تعریفش به یک معنای مشترک نرسیده اند، چه طور مدعی هستند که مردم دنبال آن بودند  و امروز هم حتی مدعی هستند که در جامعه اکثریت مردم اصلاح طلب هستند؟! اصلاح طلبی و اصول گرایی به ریشه دین ما بر می گردد که من تعریف مشخصی از اصلاحات مورد نظر خودم را دارم و معتقدم که همه ما باید اصلاح طلب باشیم اصلا مومن نمی تواند اصلاح طلب نباشد باید اصلاح طلب باشد و در تعریف مورد نظر من اصلاحات یعنی اصلاح در روش ها نه اصلاح مبانی و هدف ها. آن چیزی که اتفاق افتاد این بود که به دلیل تعریف نشدن اصلاحات هر کسی آمد این را از منظر خودش تعریف کرد نتیجه این شد، یک جبهه بزرگ یا به تعبیر عامیانه اش جبهه گل و گشادی درست شد به نام جبهه دوم خرداد که از مجمع روحانیون مبارز  تا گروه های دیگر در آن جا گرفت یک سر این جبهه کسانی بودند که نزدیک ترین نیرو ها به خط امام بودند که ولایت فقیه را آنها در گوشت و پوست و خون ما کردند یعنی بنده تا آن جا که یادم می آید و کم سن وسال تر از الان بودم وشور ونشاط جوانی آن دوره را داشتیم از کسانی بودم که در دوره مجلس سوم تلاش میکردیم سمپاتی می کردیم برای این جریان که به هر ترتیب این ها شناخته شوند و رای بیاورند. از آن دوره  کسانی در جریان اصلاحات جای گرفتند تا ملی مذهبی ها که حضرت امام طردشان کرد و آن تعابیر را در مورد آن ها دارد و این جبهه تا آن طرف آب هم رفت یعنی شما می بینید بعضی از کسانی که فراری بودند و با همان اصول ما و با همان امام ما و با همان خط روشن ما مشکل داشتند رفتند و ادعای اصلاح طلبی کردند.

البته در بیانات آقای ابطحی این بود که اصلاحات یک "نه" بود به جریان حاکم، خب سئوال این است که جریان حاکم قبل از دوم خرداد مگر چه کسانی بودند، دولت سازندگی و کارگزاران که نصف بیشتر  وزرای آقای خاتمی از همان طیف آقای هاشمی بودند همین الآن هم آقای هاشمی در بیاناتش معتقد است که متولی دوم خرداد ایشان بوده. پس این "نه" در دوم خرداد به چه بوده،  و یا به چه کسی بوده است؟

مجری: وقت شما تمام است. آقای رسایی.اشاره ای به بیانیه انجمن داشتند من باید عرض کنم پس از قبول دعوت آقایان رسایی و ابطحی برای مناظره ما با دوستان تشکل های دیگر مکاتبه کردیم و از آن ها خواستیم تا در مراسمی که از سوی یک تشکل اصلاح طلب بر گزار می گردد بیایند و اعلان موضع کنند آقای رسایی بهترین کار ما این بود که با تشکل های منتقد مان مکاتبه کردیم  و ما برنامه را دو به یک کردیم .استفاده از تریبون یک تشکل اصلاح طلب که در اختیار دو تشکل اصول گرا قرار گرفته است،هیچ وقت در پردیس قم چنین موضوعی سابقه نداشته است و دوستانی که در این جا بیانیه خواندند هیچ وقت در جمع این چنینی اعلان موضع نداشتند. (تشویق دانشجویان)

ابطحی: من فامیلم چون با الف است، معمولاً در دفترچه تلفن ها اسمم اول قرار می گیرد. برای همین هر کس هر وقت فشاری به جیبش یا جای دیگرش وارد می شود، ناخودآگاه ابطحی را می گیرد (خنده حضار) حالا اینجا هم ما طبق دستور جلسه شروع کردیم و از اصلاحات گفتیم ولی آقای رسایی که نقد سخنان من و اصلاحات را کردند، فرصت نکردند در مرحله اول اصولگرایی را تعریف کنند تا ببینیم این اصول گرایی چی هست؟ کی هست؟ چقدر  گل وگشاد هست؟  (تشویق دانشجویان)

رسایی: ان شاءالله در مرحله دوم. نشنیده اید که می گویند اللهم بیر بیر

ابطحی: امیدوارم ایشان توضیح دهد که وضعیت این جبهه متحد چقدر متحد است؟وضعیت فعلی آن را که همه دارند از همدیگر حمایت می کنند را توضیح بدهند. چقدر اصولش روشن است؟ وضعیتش پس از 3 سال چطور است؟ چقدر دچار بحران شده است؟ خب من با این نظرات آقای رسایی موافقم که اگر مسئولان ملتی، فرصت ها  و تهدید هارا خوب بشناسند، می توانند یک کشور رابه خوبی اداره کنند. البته بنده از این که گفتند آقای رسایی در جلسه حاضر می شود، خیلی خوشحال شدم. چون در این شرایط که نادرالوجود شده کسی بگوید که از آقای احمدی نژاد حمایت می کنم، یک نفر پیدا شده که خیلی شفاف حالا از دولت نه ولی ازآقای احمدی نژاد حمایت مطلق می کند. خب این فرصتی است تا ما که دسترسی نداریم به آقای احمدی نژاد، حداقل این دیدگاه ها شنیده شود.

اما آیا اصلاح طلبی واقعاً فرصت را تبدیل به تهدید کرد یا نکرد؟ یکی از بهترین فرصت هایی که برای کشور به وجود آمد، دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بود. البته من موافق نیستم که جامعه ایشان را به صورت خود جوش به ریاست جمهوری رساند معتقدم که یک تصادف ایشان را رییس جمهور کرد نه خواست عمومی مردم. دلایلی از جمله اینکه اختلاف رای کاندیداهای اصلاح طلبان که 4 نفر بودند، رقیب احمدی نژاد در مرحله دوم کسی بود که هر کس در برابرش قرار می گرفت، رأی می آورد. جریانات غیبی  که همه گرایش به احمدی نژاد داشتند. البته آقای کلهر گفته که 4 میلیون رای احمدی نژاد خوانده نشده، اگر اینطور است، پس رأی بقیه چقدر خوانده نشده است؟!در غیاب چنین فضای مطمئنی ایشان به دور دوم رسیدند با اختلاف سیصد هزار رای با آقای کروبی با لحاظ این تصادف ها ایشان رئیس جمهور شدند و آقای رسایی باید واقع بین باشند و نفرمایند که واقعا تفاوت عمده در جریان افکار جامعه ایجاد شد و ایشان رئیس جمهور شدند.

بالاخره ایشان به ریاست جمهوری رسید، و شد یک فرصت. خب شانس های زیادی به ایشان رو کرد. اولاً همه بدنه حاکمیت یکپارچه از ایشان حمایت می کند. مجلس هفتم همسو با احمدی نژاد بود، در جو جامعه آن برخوردها و سرکوب ها صورت گرفته بود و همه چیز آماده بود، در سطح اقتصادی دورانی که احمدی نژاد آمده بود، تاریخی ترین وضعیت اقتصادی ومنابع در آمدی ایران داشته و در اختیار ایشان بوده. در شرایطی ایشان آمد که 3 جریان خطرناک منطقه از بین رفته بود طالبان، صدام و منافقین. اتحادیه اروپا تا پشت مرزهای ما آمده بود. شرایط جهانی می توانست به صورتی باشد که از همه امکانات جهانی ایشان بتواند استفاده کند. ایشان هم شعارهای عدالت مدارانه اشان را رساندند به کوره دهات ها که در همه جا مردم هم چنان در انتظار نفت سر سفره بودند تا شعار ها تحقق پیدا کند. خب از این فرصت ها چه استفاده ای شد؟

من از یک فرصت عملی می گویم نه مثل شما که از فرصت نظری صحبت می کنید واقعا بهترین فرصت چرا به بدترین تهدید تبدیل شده است.امروز صندوق ذخیره ارزی ما خالی هست امروز در شرایطی هستیم که بودجه را با چه سختی  بالای50 دلار تنظیم کرده اند و اکنون که به زیر 50 دلار رسیده است دوباره باید بودجه را تغییر دهند با ذکر این نکته که آقای احمدی نژاد گفته بودند نفت به زیر صد دلار نخواهد رسید. مجلس در مورد تورم قیمت ها -به جز چند محله خاص که ذکر شده است-چند نفر را بفرستد و قیمت ها را بررسی کنند ببینند تورم در چه وضعیتی است (تشویق دانشجویان) وضعیت سیاسی و اقتصادی مردم را بروید بررسی کنید،بی حرمتی ای که الآن به مردم ایران در سطح بین الملی می شود، همه آن به خاطر مقاومت نیست،  چرا با مردم ما صریح حرف نمی زنیم .

بله انرژی هسته ای حق ماست ولی می شود این حق را با ادبیات بسیارخوبی لااقل با غیر دشمنان مان مطرح کنیم. ادبیات رییس جمهور  باعث نمی شود تا منافع دنیا به سمت ما جذب شود.  قطعنامه دان شان  پاره شود ادبیاتی نیست که دنیا را به سمت ما جلب کند من واقعا این ها را از روی دل سوزی می گویم؛ این هنر یک رییس جمهور نیست که این گونه بگوید این فرصت نیست هنر این است که با دیپلماسی قدرتمند عزتمان را حفظ کنیم وجایگاهی را برای ایران بسازیم که با افتخار روی مبانی، منافع ،دیدگاه ها و اصول خود تاکید کنیم.

من خو شحالم که از زبان آقای رسایی می شنوم که اصلاح طلبی را یک فرصت می دانند ولی بسیاری از دوستان شما، اصلاحات را از ابتدا یک تهدید دانستند و نگذاشتند کار کند، و از هیچ تلاشی فروگذار نکردند تا مانع از این شوند که اصلاح طلبی در درون جامعه  فرصت باشد. ولی شما که فرصت می دانستید،  وبه قول خو دتان محور این فضا ها بودید  و در قم بودید ودر سخنرانی تان گفتید که آن موقع باید کفن پوشان  وارد می شدند ولی الان به خاطر اطمینانی که به دولت هست کفن پوشان نباید وارد شوند،چقدرکمکش کردید؟ شما چقدر به این فرصت کمک کردید؟ شما چند تا بیانیه دادید علیه کسانی که دینداران را علیه ما بسیج کرده بودند؟ شما چند تا بیانیه علیه کفن پوشان قم دادید؟شما چند تا بیانیه علیه آن کارهایی دادید که این روز ها با تشویق و تقدیر دارد صورت می گیرد و آن روزها همه جریان مذهبی را علیه اصلاحات بسیج کرده بودید و همه فشارها و بولتن ها و مراکز مختلف داشت بسیج می شد علیه آن ها اگر واقعا ریشه اصلاح طلبی را دینی می دانید چرا  واقعا همه کمک نکردید؟  من چقدر ایمیل دارم که می گویند اگر این اتفاقات الآن، در دوره خاتمی بود، چند تا کفن پوش در جامعه را می افتاد؟ چند تا کفن پوش در جامعه راه می افتاد اگر این قدر فضای دروغ در جامعه رواج پیدا  می کرد؟چند تا کفن پوش در جامعه راه می افتاد اگر یک مرد 160 میلیارد تومانی را خاتمی وزیر کشور  می کرد ؟ آیا این عدالت خواهی و اصول گرایی است؟ اگر این عدالت خواهی هست این عدالت خواهی را در جامعه بسط بدهید .آقای رسایی این بچه ها همه بچه های توانمندی هستند بیایید  و آقای محصولی را دعوت کنید تا به این بچه ها یاد بدهد که چطور می توانند در 10 سال میلیاردر شوند (تشویق دانشجویان) و اگر کسانی با این همه ثروت میلیاردی ا در جایگاه وزارت کشور یک دولت عدالت خواه اصول گرا قرار می گیرند شما آقای رسایی به عنوان مدافع این دولت جای دارد پاسخ گو باشید. (تشویق دانشجویان)

مجری: آقای ابطحی وقت شما تمام است. آقای رسایی بفرمایید.

رسایی: من درخواستم از آقای ابطحی این است که درفضای مناظرها مباحثه، باید مستند صحبت کرد والا  در فضای مطبوعاتی و مقاله ای می شود، هرطور حرف زد ولی تأثیرگذاری آن خیلی کم است.

اما بنده تعریف مشخصی از اصلاح طلبی و اصولگرایی دارم. اصلاح طلبی یعنی همان که رهبری در نماز جمعه فرمودند: اصلاحات یعنی مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و ظاهراً اصلاح طلبان این تعریف را قبول ندارند و دنبال اصلاح چیز دیگری هستند، چون هنوز هم می گویند ما باید اصلاحات را تعریف کنیم! و این ما را به شک وا می دارد.

اصولگرایی را هم من تعریف کردم و نحوه برخورد 3 تشکل دانشجویی را در اینجا یادآور شدم. ما نباید مطلق گرا باشیم نه نسبت به اصول گرایی و نه نسبت به احمدی نژاد ، چه من، چه شما، چه کسی گفته که ما به صورت مطلق آقای احمدی نژاد را تأیید می کنیم، ایشان هم خطاها و اشتباهاتی دارد، معصوم که نیست. مثلاً در جریان اظهارات آقای مشایی در موردمردم اسراییل، بنده چند مصاحبه و انتقاد جدی کردم تا این که رهبری در نماز جمعه با آن ادبیات بیان فرمودندکه این قضیه دنبال نشود.

اما اصولگرایی یعنی چه؟ یعنی پیروی از اصولی که مبتنی بر آرمان هایی است که امام بر آنها تصریح کرده. رهبری اصولگرایی را تعریف کردند: اصولگرایی یعنی پایبندی به ایمان، عدالت طلبی، محافظت از استقلال سیاسی، فرهنگی واقتصادی، معتقد به خودباوری و اهل جهاد علمی، معتقد به آزاد اندیشی البته نه به معنای براندازی و در نهایت هم یکی از لوازم اصولگرایی، اصلاح طلب بودن است. اصولگرا باید ملزم و معتقد  به اصلاح روش ها باشد.

حالا این ادبیات طعنه ای آقای ابطحی که آیا اصولگرا ها جبهه متحد شدند، اختلافاتشان حل شده نه و...؟ اینطور اگر بخواهیم حرف بزنیم، من هم خواهم گفت شما خودتان جواب خودتان را دادید، چون ایشان گفت یک دلیل پیروزی احمدی نژاد، اختلاف 4 اصلاح طلب باهم بود که ما هم می پرسیم آقای ابطحی چرا اصلاح طلبان این قدر قدرت طلبند؟ (تشویق دانشجویان) من از حضار محترم خواهشم این است که اجازه دهید از وقت استفاده کنیم و حرف هایمان را بزنیم تشویق ان شاءالله آخرش.

این که فرمودید حامیان مطلق دولت نادرالوجودند، بله ما چنین چیزی در اصولگرایی نداریم، بنده هم حامی مطلق دولت نیستم، من هم انتقاداتی دارم ولی انتقاداتم را با چنگ و دندان و گاز گرفتن نشان نمی دهم. احمدی نژاد هم مدیری است که اشتباهاتی دارد، بله من معتقدم که احمدی نژاد در پایبندی به اصول و مبانی مشکلی ندارد ولی در روش ها اشتباهات واشکالاتی دارد و برای همین باید اصلاح شود. هرجا ببینیم که احمدی نژاد از اصول منحرف شده و قدم کج برداشته، بنده اگر خودم سالم باشم، به نمایندگی از این ملت می زنم روی پایش ولی من ندیدم (تشویق دانشجویان)

بله، ایشان در روش ها اشتباهاتی دارد، من جمله در همین موضوع کردان یا مشایی. البته ایشان در این موضوعات هم حرف هایی برای گفتن دارد که شنیدنی است، هر چند من خودم قانع نشدم، برای همین روز اول رأی ندادم. اما آقای ابطحی، اشتباهات آقای احمدی نژاد در روش ها قابل مقایسه نیست با اشتباهات اصلاح طلبان .

این که می گویند: احمدی نژاد حامی ندارد، پس این جمعیتی که در رشت و خراسان و دیگر استان ها می آیند، چه کسانی هستند. البته همین مردم در انتخابات سال بعد بهتر خودشان را نشان خواهند داد (تشویق دانشجویان) ولی دوستان شما در روزنامه های اصلاح طلب این مردم را دلفین نامیدند که بالا و پایین می پرند!

آقای ابطحی اصولگرایی یعنی این روایت امام معصوم که در سفر حج بود -امام باقر یا امام صادق علیه السلام بودند- که معلی بن خنیس از یاران ایشان گفت: یابن رسوالله! ای کاش نعمت های بنی العباس در اختیار شما بود تا ما هم با شما در عیش و خوشی بودیم. امام فرمود: هیهات ای معلی، والله اگر چنین بود، برای ما جز برنامه ریزی و دعا در شب و تلاش در روز و پوشاک زبر و درشت و خوراک سخت و بی خورشت چیزی نبود! اصولگرایی یعنی این شیوه مدیریتی. آیا واقعاً احمدی نژاد این گونه برای مردم کار نمی کند؟ آیا واقعاً احمدی نژاد اینطور نبوده و نیست؟ یعنی برنامه ریزی در شب و تلاش در روز یعنی پرکاری ندارد؟ آیا واقعاً خوراک سخت و بی خورشت و پوشاک زبر و درشت ندارد؟

شما عزیزان دانشجو هستید و به فوتبال علاقمند. بروید در سایت آقای ابطحی واژه های سوئد یا فوتبال را سرچ کنید، ببینید چه پیدا می کنید. همین آقای ابطحی در سایتش نوشته که امروز صبح آقای خاتمی آمد نهاد ریاست جمهوری، دیدم که چشمانش ورم کرده و قرمزاست، با خودم گفتم که احتمالاً ایشان هم مثل من دیشب فینال آرژانتین و سوئد را تماشا می کرده و بی خوابی کشیده، چشماش پف کرده، پرسیدم دیدم درست است،  خب حالا مقایسه کنید این چشمان را با چشم آقای احمدی نژاد (تشویق دانشجویان) که به خاطر طرح های نیمه کاره، به خاطر سفرهای استانی و مشکلات مردم قرمز می شود و بی خوابی می کشد. برخی از این طرح ها که در این دولت تکمیل شده، 16 سال نیمه کاره بوده.جلو گیری از نفوذ لیبرالیسم و غربزدگی که رهبری در بیاناتشان بود که فرمود این دولت جلوی آن را گرفت من نمی خواهم بگویم آقای خاتمی چون من ایشان را یک شخصیت مثبتی می بینم ضمن این که از نظر روان شناختی انتقادات مدیریتی به ایشان دارم.

ولی می خواهم بگویم که ما یک جاهایی اعتماد کردیم به دشمن. زنده کردن ارزش های انقلاب و آرمان های امامی که شما پیرو خط او هستید به استناد حرف مقام معظم رهبری و حرف مردم. فرمودند که هر کس در برابر هاشمی قرار می گرفت، رأی می آورد! من این را قبول ندارم چون در انتخابات نهم گزینه های مختلفی بودند که مردم می توانستند آن طعم ها را انتخاب کنند، چرا اعتماد نکردند؟!

ایشان درباره رأی غیبی فرمودند که شنیده شده که اطرفیان احمدی نژاد می گویند 4 میلیون رأی آقای احمدی نژاد شمارش نشده، اگر این راست است، پس رأی رقیبش چقدر شمرده نشده؟ در پاسخ به ایشان باید بگویم که برادر من، مجری انتخابات شما بودید، اگر خواندید شما خواندید، اگر هم نخواندید باز هم شما بودید! شما باید جواب بدهید، ما که نباید جواب بدهیم (تشویق دانشجویان) ایشان گفتند که احمدی نژاد در دوره ای سر کار آمد که برخی مشکلات مثل حضور طالبان در منطقه را نداشت، خب مگر ما یادمان رفته که همین سازمان مجاهدین بیانیه دادند در حمایت از طالبان! آن وقت شما این رامی نویسید به نام خودتان؟نمی خواهم بگویم همه اصلاح طلبان حداقل بخشی از اصلاح طلبان.
گفتند که چرا دیگر کسی برای اهانت به مقدسات کفن نمی پوشد، جناب آقای ابطحی دلیل روشن است: به خاطر این که در دوره اصلاح طلبان، علیه یک عده اهانت کننده بیانیه داده می شد وآن وقت یک عده می آمدند از آن ها دفاع می کردند شما بروید ملاحظه کنید اعتراضات به دوم خرداد و اصلاح طلبان عمدتاً از پایان سال 77 و اوایل 78 شروع شد. به خاطر این که خود دوستان داشتند بند را آب می دادند.

مجری: آقای رسایی وقت شما تمام است.

رسایی: امیدوارم آقای ابطحی مستند سخن بگوید.

ابطحی: از سخنان مستند آقای رسایی خیلی تشکر  می کنم. چون ایشان یک سری برگه هایی را خودش نوشته بود و از رویش می خواند (تشویق دانشجویان)

رسایی: اینها نوشته های من نیست، پرینت هایی است که از سایت شما گرفتم (تشویق دانشجویان)

ابطحی: این که ایشان یک سری عبارات و مفاهیم عالی را لیست کردند و روایتی را هم ضمیمه کردند که اصولگرایی یعنی این، خب بنده هم می توانم این کار را انجام دهم. مثلاً بگوییم که آن روایت تعریف اصلاح طلبی است. واقعیت آن است که وقتی ما در باره جریانی صحبت می کنیم، آن جریان پرونده دارد، عملکرد دارد، سابقه دارد.مدافع دارد منتقد دارد. اصولگرایی را بر اساس این  ها باید تعریف بکنیم. الآن وجود آقای محصولی با این همه ثروت در کابینه،  و آن لباس خشن که گفتند،اصولگرایی است یا نه؟ چرا رییس جمهور به این همه نیروهای موجود در بسیج و سپاه که با آقای محصولی در جنگ بودند، نمی تواند اعتماد کند ولی ایشان را یکبار برای وزارت نفت و یک بار هم برای وزارت کشور معرفی می کند؟ این که بازی با الفاظ است. سال ها مدیریت کشور در اختیار جریان اصولگرایی بوده،شکلش مشخص بوده، سازمانش مشخص بوده،مبانی اش مشخص بوده ،همین طور نبوده که مثل دوم خرداد یک باره و یا بدون پیش بینی قبلی در اختیار آمده باشد، آقای احمدی نژاد بسیاری از این امورو آن مبانی مشخص را تغییر داده و بسیاری از مخالفت ها که بسیار بیشتر از درون جریان اصلاح طلبی از سوی جریان اصولگرایی متوجه آقای احمدی نژاد است و البته همه اینها برای در اختیار گرفتن قدرت است.چطور در جبهه اصلاحات این دعوا ها قدرت طلبی بوده ولی این همه دعواها در بین اصول گرایان فقط به خاطر خداست  (تشویق دانشجویان)چرا این اختلافات در سال اول ریاست جمهوری نبود خوب به خاطر اختلاف در مبانی قدرت بود که در این سال های آخر خودش را نشان داده است. بله من هم معتقدم که باید اصولگرایی روشن شود، الآن ما نمی دانیم مفهوم رایج اصولگرایی چیست؟ همه این چیزهایی که شما می گویید موارد نقض دارد.

آیا شما که در جریان کردان مخالفت کردید، در جریان محصولی هم مخالفت کردید؟آیا آن سه ساعت مذاکره که در مورد کردان کردید در مورد محصولی هم مذاکره کردید؟ آیاحساسیت هایی که در روایت خواندید را برای آقای احمدی نژاددر مورد وزارت آقای محصولی کردید؟ آیا گفتید که با این شعارهای عدالت طلبانه که می دهند این انتخاب نقض غرض است؟ آیا پوشاک آقای محصولی همان پوشاک زبر و درشت است؟ با این همه سرمایه چطور می شود؟

در مسئله کردان هم شما شخص خودتان را می خواهید تبرئه کنید، بله درست، ما هم قبول داریم، در سایت ها هم دیدیم. بالاخره آبروی یک نفر، آبروی یک کشور، یک تاریخ را نجات دادید، ولی آقای رییس جمهور باز هم از ایشان دفاع کرد (تشویق دانشجویان) آقای رسایی حالا شما بهتر خبر دارید، من شنیدم که آقای احمدی نژاد غذایش را از خانه اش می آورد، ولی آقای رسایی ملت ما ایشان را انتخاب نکرد تا غذایش را از خانه بیاورد یا من شنیدم  و در روز نامه خواندم که آن اوایل آن قدر در جلسات از دادن میوه و قند و چای پرهیز کردند که حال برخی از آنها بد شده، بردند سرم زدند!ولی آقای رسایی رییس جمهور انتخاب شده است که از منابع کشور در جهت رفاه مردم استفاده کند. برنامه ریزی برای  یک کشور کند. اگر روزی صدها نوع غذا بخورد رییس جمهور نوش جانش ولی یک سخنرانی نکند که ده ها  قطعنامه علیه این مملکت صادر شود (تشویق دانشجویان) حالا شما می چسبید به این که خاتمی فوتبال دیده چشمش پف کرده! اما آقای رسایی شما که می گویید مستند حرف بزنید استناد شما این است که آقای خاتمی در طول هشت ساله یک روز فوتبال نگاه می کرده و  این نشانه این است که کارنمی کرده و آقای احمدی نژاد که همه اش کار می کند و این طرف و آن طرف می رود،روز کار می کند شب فکر می کند و روز فکر می کند وشب کار می کند (تشویق دانشجویان) این واقعا دارد جامعه را اداره می کند ؟به عنوان یک شهروند از شما به عنوان نماینده مجلس می پرسم بر اسا س آن روایتی که شما فرمودید آیا معنای روایت این است که اگر کسی لباسش خشن باشد ولی هر نوع از سرمایه های کشور را نابود کند اشکالی ندارد؟واقعا این برنامه ریزی در سطح ملی در سطح اقتصادی در سطح اجتماعی واعتقادی مردم است؟  واقعا شما نگران بودید در سال 78 برای این که داشت ارزش ها نابودمی شد ومی گویید که از آن موقع تظاهرات وکفن پوشی شروع شد و دفاع  هم از آن می کنید ، در حالی که از همان ابتدا از سال 76 نگذاشتند دولت کار کند، از همان مصاحبه ای که آقای خاتمی با خبرنگار CNN خانم کریستین امانپور کرد و باعث آبرو برای ما شد تا جایی که خانم امانپور می گفت: همه من را می شناسند، من با شخصیت های زیادی مصاحبه کرده ام اما بعد از مصاحبه با خاتمی، وقتی مردم من را در فرودگاه می بینند، می گویند خاتمی خاتمی!  این یک تاثیر هست و یک تاثیر هم دانشگاه کلمبیاست و سخنرانی های مختلفی است که دارد انجام می شود (تشویق دانشجویان)

آقای رسایی فرمودند که مردم حامی دولتند و در انتخابات سال آینده معلوم می شود. من شماره ام را می دهم به آقای رسایی تا روز انتخابات زنگ بزنند فقط از ایشان می خواهم یک کاری بکنند و گروهی را معلوم کنند تا انتخابات خوب وسالمی  برگزار شود تا آرای مردم صیانت شود ،تا سلامت انتخابات تضمین شده باشد که وجدان خود شما به آن رضایت دهد. (تشویق دانشجویان) شما گفتید که مردم در انتخابات دهم به احمدی نژاد رأی می دهند، خب اگر این طور شد، ما مخلص ایشان هستیم، اما من در نمایشگاه مطبوعات که رفته بودم همه می آمدند برای مصاحبه، در غرفه رجانیوز که مال هواداران دولت و دوستان آقای رسایی است، آمدند گفتند که آقا مردم به احمدی نژاد رأی می دهند، شما چرا بی خود خاتمی را مطرح می کنید! گفتم در پایان دور اول هیچ ریاست جمهوری به غیر از بنی صدر و شهید رجایی هیچ کس سوال از ریاست جمهوری نمی کرد،در پایان دوره اول ریاست جمهوری خاتمی 9 تا رقیب برای ایشان ایجاد کرده بودند، هیچ کس نمی پرسید که رقیب خاتمی چه کسی است، چون نگرانی نبود ولی الآن از غرفه اول تا آخر همه می پرسند آیا خاتمی می آید؟ پس معلوم می شود که مردم انتظارتشان برآورده نشده و یک نگرانی عمومی وجود دارد  این نشان می دهد که پس از چهار سال  وضعیت امروز نتیجه ای نیست که مردم انتظار داشتند و مردم به دنبال تغییر هستند.(تشویق دانشجویان)

مجری: آقای ابطحی وقت شما تمام است.

رسایی: البته ما با آقای ابطحی مزاح می کنیم، برای همین می گویم این نکته که فرمودید خانم کریستین امانپور گفته که مردم در فرودگاه ها من را که می بینند می گویند خاتمی خاتمی، این مدح شبیه به ذم است، جای دیگر نگویید. (تشویق دانشجویان)

ابطحی:البته همه چیز را ممکن است شما از آن منظر ببینید ولی خانم امانپور از آن منظر نمی دید(تشویق دانشجویان)

رسایی: ببینید بنده با نگاهی که شما به اصلاح طلبی و اصولگرایی دارید، به این مفاهیم نگاه نمی کنم. برای همین هم درگیر تعیین مصادیق و افراد نمی شوم بلکه تعریف مشخص دارم و بر همین اساس ما اصلاح طلبانی را می بینیم که اصولگرا هستند و اصولگرایانی هم داریم که شاید حتی بدتر از اصلاح طلبان باشند مسیر اصلاح طلبی حرکت می کنند. بعضی ها از نظر فکری چپ هستند ولی در عمل راست می زنند و برخی هم به عکس هستند. بنابراین تعریف ما از اصولگرایی و اصلاح طلبی همان نکاتی است که نقل کردم که هر دوی این تعاریف راهم از بیانات رهبری داریم. اگر مشخص تر می خواهید، باید بگویم که اصولگرایی یعنی تکلیف گرایی، تکلیف را هم هیچ کس برای اصولگرایان واقعی تبیین نمی کند الا در زمان حضور امام معصوم توسط ایشان است و در زمان غیبت امام معصوم با همان متد تعریف شده توسط امام راحل.، تکلیف توسط رهبری تبیین می شود و البته رهبری یک فرد نیست، مجموعه ای از شرایط مانند عدالت، اجتهاد، عدم تمایل به دنیا و سیاستمدار بودن است. فکر می کنم آقای ابطحی هم این را قبول دارد.

در باره بحث ثروت آقای محصولی یا دروغ و برخی نکات دیگر، ببینید آقای احمدی نژاد کردان را به عنوان دکتر معرفی نکرد. مباحث حاشیه ای کردان هم کامل در صحن مطرح شد، نمایندگان محترم باید حواسشان را جمع می کردند، رأی نمی دادند، کما این که یکی مثل من و برخی دیگر رأی ندادند، اما همین نمایندگان وقتی فهمیدند اینجا اشکالی است، استیضاح کردند، اصولگرایی یعنی همین. مخالفین روز رأی اعتماد کردان چه کسانی بودند؟ نمایندگان طیف منصوب به دولت، در حالی که شما می بینید آقای حاجی دکترای خود را از دانشگاه جعلی هاوایی داشت، در کدام مجلس سؤال شد، آیا کسی استیضاح کرد؟ رییس جمهور وقت یا رییس دفترش چه کردند؟

در مورد آقای محصولی اینطور که شما می گویید، نیست! اولاً آقای ابطحی ما باید مستند حرف بزنیم. این رقم 160 میلیارد سرمایه آقای محصولی را شما از کجا آوردید؟ به نقل از روزنامه ها می گویید، آخر این معیار است که شما خودتان یک چیز را بنویسید، بعد به همان استناد کنید؟ آقای محصولی در دوره ای که کار دولتی داشته، فعالیت اقتصادی نداشته، الآن هم که در کار وزارت است، نه خودش کار اقتصادی می کند و نه رییس دولت و نه ما چنین اجازه ای را می دهیم. ایشان در مجلس هم توضیح داد، حتی در جلسه فراکسیون برای اولین بار نحوه هزینه کرد مالش را هم توضیح داد که چه بخش هایی در کارهای افراد بی سرپرست و یا کمک به نیروهای انقلاب و یا امور دیگر است. به قول امام برخی افراد به یک تسبیحشان آن قدر وابسته اند که می بینید یک نفر دیگر به چند میلیاردش آن قدر وابسته نیست.

آقای ابطحی آن کاری که بد است و باید جلویش گرفته شود، این است که یک عده در کشور ما در این سال ها در مسئولیت ها بوده اند و از رانت اطلاعاتی و قدرت استفاده کرده اند و هفت پشت خودشان را بسته اند که این طور آدم ها هم توی چپ هستند و هم در راست، هم در اصولگرایان پیدا می شوند هم در اصلاح طلبان. برای همین هم برخی در جبهه اصولگرایی زیرآب احمدی نژاد را می زنند و شعار دولت وحدت ملی را کوک می کنند ومعتقدند هر کس باشد جز احمدی نژاد.
در موضوع آقای کردان هم آقای احمدی نژاد منطقی برای دفاع خودش داشت و می گفت من ایشان را به خاطر مدرکش معرفی نکردم، مجلس رأی داده، رأی خود را پس بگیرد. در باره موضوع کردان زیاده روی هایی شد که سخنان رهبری را هم به دنبال داشت. کردان تقصیری داشت، باید مجازات می شد که همان استیضاح بود ولی نباید بی انصافانه هم سخن گفت.

این که با طعنه می فرمایید که ملت رییس جمهور انتخاب نکرد تا غذایش را از خانه بیاورد، خب بله ولی رییس جمهور هم انتخاب نکرده تا خودش و هفت پشت جد و آبادش را ببندد و تمام احزاب و گروه های منسوب به خودش را سیر کند (تشویق دانشجویان) آقای ابطحی این منصفانه نیست که ما با فرهنگ سازی سالم در این امور که برگرفته از همان بیانات اهل بیت است که مقام را طعمه نبینید، این طور برخورد تخریبی داشته باشیم.

من از آقای احمدی نژاد پرسیدم که چرا این قدر سخت می گیرید؟ گفت به دلیل این که متأسفانه درجه انحراف در این امور آن قدر زیاد شده که اگر ما سخت نگیریم، به این راحتی به همان مسیر خودش یعنی مدل مدیریتی دولت مکتبی شهید رجایی برنمی گردد.

بله، ایشان گفتند که رییس جمهور نباید طوری حرف بزند که 10 تا قطعنامه علیه ما صادر شود، خب آقای ابطحی چطور حرف بزند؟ این طور حرف بزند که دوستان شما زدند: تمام کسانی که با حمله امریکا به هر نقطه جهان مخالفند، در صورت رخداد آن از هر کاری عاجزند. در واقع هیچ عقل سلیمی حکم نمی کند که یک کشور جهان سومی حتی اگر همه ملت پشتیبان حکومتش باشد و آن ملت مسلح هم باشد، به جنگ با امریکا برود. این سخنان را که می گویم، شاید جبهه بگیرند که فلانی از امریکا می ترسد، بله به خاطر کشورم از امریکای تا بن دندان مسلح می ترسم. کیست که از امریکای تا بن دندان مسلح در عراق که خودش را چنین نشان داد، نترسد. اینها سخنان نایب رییس مجلس ششم، آقای بهزاد نبوی است که در روزنامه های شما هم چاپ شده!؟ بله با این ادبیات کشورهای استکباری برای ما خم هم می شوند (تشویق دانشجویان) همین افراد نامه نوشتند به رهبری که جام زهر رابطه با امریکا را سر بکشید!

عزیزان امروز اگر شما می بینید که احمدی نژاد یقه بوش را می گیرد و به اوباما نامه می نویسد، ، از موضع بازخواست وعزت و تهاجم است (تشویق دانشجویان) البته رهبری هم در دیدار با مجلس ششم جوابشان را داد و فرمود که با آدم ترسو نباید مشورت کرد. آقای ابطحی متأسفانه دوستان اصلاح طلب ذائقه شان عوض شده.

یک سند دیگر: من بیانیه ای را می خوانم دررابطه با توقیف حدود 40 نشریه که ادبیات این بیانیه شبیه به ادبیات و مواضع اصولگرایان امروز است. در این بیانیه آمده که عده ای می خواهند قانون را بهانه کنند برای استبداد جدید خودشان! این بیانیه توسط 36 نفر از نمایندگان مجلس اول صادر شده در کیهان 26 اردیبهشت سال 60 آمده و آقایان خاتمی، مهاجرانی، موسوی لاری، خوئینی ها و... آن را امضا کرده اند.

آقای ابطحی! چرا بوش از اصلاح طلبان حمایت می کند؟ چرا بسیاری از آنها اعلام برائت نمی کنند از مواضعی که بوش و مثل بوش روی آن سرمایه گذاری کرده اند! نتیجه این می شود که جبهه گشادی به نام اصلاح طلبی شکل می گیرد.

من فکر می کنم ما باید برای اصولگرایی و اصلاح طلبی تعریف مشخص داشته باشیم و روی آن هم محکم بمانیم وفقط هم باید پشت سر ولایت فقیه بود، چون دشمن هدف اصلی اش ولایت فقیه است نه احمدی نژاد (تشویق دانشجویان) ببینید استانلی روم معاون امنیت ملی امریکا در سال1380 چه می گوید: «آنچه تا کنون همه تحرکات ما را برای براندازی جمهوری اسلامی با ناکامی مواجه کرده، اعتقاد مردم ایران به ولایت فقیه است. ولایت فقیه و میزان برد احکام آن برای ما و گنجینه های اطلاعاتی ما ناشناخته مانده! ما نا امید نیستیم، خوشبختانه احزاب و آدم های تازه نفسی در ایران در یک حرکت جمعی با ظرافت این خار را از چشم ما بیرون می کشند.»

در جای دیگری اینها می گویند که از این پس نباید از براندازی حرف زد. باید از تشکیل جبهه ضد دیکتاتوری و ضد ولایت فقیه استقبال کنیم. یعنی تلاش برای جذب نیروهایی که جمهوری اسلامی را می خواهند اما ولایت فقیه را نمی خواهند.

خب این همان طرح حاکمیت دوگانه بود که اصلاح طلبان طرح کردند، یعنی نفی حاکمیت دوگانه، حاکمیت انتخابی و انتصابی، اینها ولایت فقیه و نهادهای مرتبط با آن را همان جایگاه های انتصابی معرفی می کردند که باید حذف شوند.

دوستان دانشجو! مهم تر از شناخت دشمن، شناخت دشمنی دشمن است. همه ما حتی آقای ابطحی دشمن را می شناسیم، ولی دشمنی دشمن را نه! ببینید همین الآن که من گفتم هدف دشمن زدن ولایت فقیه است، همه شما تشویق کردید، در حالی که همین افراد در مواقعی که آقای ابطحی نکته ای یا کنایه ای به من می زد، یا من به ایشان، شما تشویق می کردید، اگر کسی نداند، فکر می کند که این جمعیت مثلاً اصلاح طلب است در حالی که شما اصولگرای حقیقی و اصلاح طلب واقعی هستید، چون پشت سر رهبری هستید.

مجری: وقت شما تمام است. تاالآن وقت برنامه ما تمام شده...

ابطحی: البته من 5 دقیقه وقت می خواهم تا بحثم را تکمیل کنم...

مجری: بالاخره، الکلام یجر الکلام است، شما وقت بگیرید بعد باز ایشان هم باید صحبت کند...

رسایی: فرصت داد ه شود بهتر است.

مجری: آقای ابطحی بفرمایید.

ابطحی: باز هم برای من روشن نشد که آقای محصولی ثروتش را از کجا آورده؟ حداقل چنین فردی نباید وزیر باشد. آقای رسایی در فضای صادقانه ای سخن گفتند ولی نگویید که احمدی نژاد رأی نداده بود تا رأیش را پس بگیرد، همین پریروز ایشان کردان را به عنوان سمبل بسیج معرفی کرد. من نمی توانم این را بپذیرم، شما هم نمی توانید.

رسایی: آقای احمدی نژاد سکوت ایشان در برابر اتهامات روزنامه ها را سکوت بسیجی دانستند.

ابطحی: البته این هم یک راهی است که ما بگوییم روزنامه ها اشتباه نوشته اند (خنده حضار) و اما در باره دکترای هاوایی آقای حاجی حرف شما درست است ولی کسی ادعایی نداشت. تازه دانشگاه هاوایی را هم چه کسی ممنوع کرد، وزارت علوم دولت اصلاحات.

رسایی: البته با فشار روزنامه کیهان!

ابطحی: درباره بحث حمایت امریکا از اصلاح طلبان هم شما می دانید که همه دنیا از امریکا متنفرند، در ایران هم متنفرند، چطور ممکن است که در شب انتخابات بیاید یکباره مدافع اصلاح طلبان شود تا اصولگرایان رأی بیاورند. بله دشمن می داند که چه وقت باید حمایت کند و دشمنی کند. ضمن این که شما زحمت کشیدید مدارکی با خودتان آوردید، من فقط توی یک برگه چیزهایی نوشتم و آوردم.

رسایی: مشکل اصلاح طلبانه همین است که جدی نمی گیرید، حکومت را هم که داشتید جدی نگرفتید (تشویق دانشجویان)

ابطحی: البته مطالب درباره اصولگرایان آن قدر فراهم است که به حافظه هم مراجعه کنم، کافی است (تشویق دانشجویان)

ببینید آن بیانیه ای که آقای خاتمی آن را امضا کرده، فرق دارد با آن روزنامه ای که از داخل انقلاب است و آن را می بندند. به نظرم در آینده یک جریان جدی اصولگرا و یک جریان جدی اصلاح طلب کاندیدا خواهند شد و آقای خاتمی یکی از آنهاست و من امیدوارم آقای رسایی و دوستانش بروند پشت سر آقای احمدی نژآد و یک دست شوند (تشویق دانشجویان)

مجری: وقت شما تمام است.

رسایی: من فکر می کنم برخی از نکات را توضیح دادم و نیاز مجددی نیست. فقط جمله ای از رهبری را می خوانم.

ابطحی: آقای رسایی شما صحبت های خودت را بکن.

رسایی: این چه حرفی است آقای ابطحی، این جمعیت برای حرف من اینجا ننشسته، رهبری هم این حرف ها را برای در و دیوار نزده، برای ما زده است (تشویق دانشجویان) رهبری می فرماید: متأسفانه عده ای امروز حساسیت پیدا کرده اند تا میگویی دشمن لجشان می گیرد، دشمن هست، نمی شود بگوییم نیست. هیچ کس، یک ملت و جماعت را به خاطر این که اسلحه دشمن را ندیده، خاکریز و اسلحه اش را ندیده، تشویق نمی کند.

آقای ابطحی! بحث سر این است که ایده توهم توطئه و رفتارهای شخصیتی مثل آقای خاتمی باعث شده تا یک عده اطراف ایشان جمع شوند و دشمن به آنها دل خوش کند. مستندات من 4 تا ورق نیست، آقای ابطحی بنده یک محقق هستم که ساعت ها روی این مباحث کار کردم. اینها کتاب هایی است که دلایل و مستندات این حرف ها در آن آمده است. در کتاب "پایان داستان غم انگیز ما"، شباهت های روزنامه های سال های اول انقلاب با روزنامه های بعداز دوم خرداد را آورده ام. متأسفانه دوستان شما گرفتار ائتلاف ضد رقیب شده اند و با کسانی دست دادند که اینها دشمن بودند. (تشویق دانشجویان)

مجری: بنده از هر دو برادرمان تشکر می کنم که دعوت ما را پذیرفتند.


+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 22:10  توسط روابط عمومی  | 

 

«ما باید برداشت خودمان را از ولایت فقیه تصحیح کنیم. یکی از مشکلات برخی از اصولگرایان این است که تلقی درستی از ولایت فقیه ندارند. همین باعث خمودی، تملق و چاپلوسی شده است». در وهله اول شاید گمان رود صحبت ذکر شده در قواعد زیست متفکرانه رعایت نمی شود. به جای پرداختن به «قولها» کار عده ای از ما سنگ انداختن به «قائلها» شده است؛ عوض اینکه گفته ها را از سر انصاف ورانداز نمائیم گوینده ها را یکسره دشمن و برانداز می خوانیم. ای کاش دوران مسلمانی شکلی و ادعایی عده ای از ما به سر می آمد و نوبت مسلمانی اصلی و محتوایی فرا می رسید. ای کاش روزی برسد که «من قال» محک ارزیابی «ما قال» نباشد و در جواب هر کلامی و سؤالی به جای تثارّ نقطه غرضها به بیان نقطه نظرها بپردازیم. چه آرمانشهریست جائیکه به جای پرداختن به انگیزه ها در پی نگاه انداختن به ایده ها باشیم و ....

سخن ذکر شده در صدر این کلام نه سخن اصلاح طلبی آمریکائیست و نه سخن من انجمنی منحرف. سخن دکتر علی مطهری اصولگرا یادگار شهید مرتضی مطهریست. علی مطهری که در پیگیری رسوایی کردان، نشان داد می تواند خلف صالح سلف عالم خود باشد؛ با این سخن به خوبی تصویر وارونه ای را که عده ای از ولایت فقیه ترسیم کرده اند و با هیاهو و جنجال به عنوان یگانه تصویر حق بر صفحه آلبوم انقلاب چسبانده اند نشان می دهد؛ بلکه فراتر از آن به این تصویر وارونه چنگ تدبیر می کشاند. چه ناقص العقل های سیاسی که فهم ناقص خود را از انقلاب و جمهوری اسلامی، به مثابه­ی حقی خدشه ناپذیر بیان و با مخالفان بیان ناقصشان چه نارواهایی را که روا داشتند. این که بد فهمی مخرب تر از نفهمی و بی دینی والاتر از بد بینی است چه کلام متینی و منطق را راستینیست. در این مقال به خاطر نبودن مجال مرا حالی نیست تا از فهم های وارونه، معیوب و ناقصی که از اسلام به طور عام و ولایت فقیه به طور خاص در جامعه ما وجود داشته و دارد پرده برداری نمایم و به تأسی مطهری بزرگ و کوچک چنگ تدبیر بر رخساره ی ناموزون آنها بزنم.

بدور از حب و بغض های سیاسی و جناحی صادقانه اعلام می دارم از این که در اردوگاه اصولگرایی کسانی چون علی مطهری وجود دارند خوشحالم و از وجود پرنمودشان خوشحالتر. انگیزه ای که مرا در نوشتن مقدمه ی فوق تحریک کرد و تشویق، مناقشه­ای است که امروز بر سر بحث انتقاد از دولت نهم در لایه هایی از جامعه و حاکمیت خود نمایی می کند. امروز عده ای با توجه به حمایت های مکرر و مستمر رهبری از دولت نهم، رندانه در پشت کلام رهبر سنگر گرفته اند و هر صحبتی را در نقد دولت نهم به مخالفت با رهبر تعبیر می نمایند و گوینده آن را با همان انگ همیشگی ضدیت با ولایت فقیه تحقیر. به تأسی از مطهری کوچک ما باید برداشت خودمان را از ولایت فقیه تصحیح کنیم. اگر شأن نزول کلام علی مطهری بررسی شود کلامش را در مخالفت با اتخاذ چنین دیدگاه و پناهگاهی در مواجهه با منتقدین دولت نهم خواهیم یافت. در کلام مطهری بزرگ ایدئولوگ انقلاب اسلامی نیز فرازهای متین تر استوارتر، علمی تر در نقد برداشت های غلط از ولایت فقیه فراوان می توان یافت. نکته ی جالب تر آنکه سیّد احمد خاتمی خطیب جمعه تهران که در حمایت جانانه از دولت نهم کارنامه­ی بس درخشانی دارد در خطبه های 24/8/87 مرعوب کنندگان منتقدان دولت نهم را با پشتوانه حمایت های رهبری با نقل خاطره ای از رهبر اینچنین به چالش می کشد: بزرگی از اعاظم به مقام معظم رهبری گفت آقا این طور که شما دارید حمایت می کنید و تأئید می کنید زبان ما را می بندید و ما دیگر نمی توانیم انتقاد کنیم. آقا فرمود: من کی گفتم انتقاد نکنید؟ من با تخریب مخالفم» اینک با توجه به نوشتار بالا به مقایسه عملکرد اقتصادی سه سال آخر دولت آقای خاتمی با سه سال اول دولت آقای احمدی نژاد در آینۀ آمار می پردازم. از همه منتقدان و مخالفان این مقایسه می خواهم که نقدهایشان را متوجه آمار ارائه شده نمایند نه این که بر سر ارائه کننده آمار، آوار تهمت و افترا فرود آورند هر چند مرا باکی از هیچ چیز نیست و به قول مولوی: تو مکن تهدید از کشتن که من تشنه زارم به خون خویشتن.

منابع در اختیار دولت خاتمی در سه سال 81 الی 83: 106 میلیارد دلار درآمد ارزی (5/86 میلیارد دلار درآمد نفت و 5/19  میلیارد دلار درآمد غیر نفتی)، 5/91 میلیارد دلار واردات، 1057087 میلیارد ریال بودجه عمومی دولت و 2736250 میلیارد ریال بودجه کل کشور منابع در اختیار دولت احمدی نژاد در سه سال 84 الی 86: 3/237 میلیارد دلار درآمد ارزی (198 میلیارد دلار درآمد نفت 3/39 ملیارد دلار درآمد غیر نفتی)، 149 میلیارد دلار واردات، 1798962 میلیارد ریال بودجه عمومی دولت و 5804834 میلیارد ریال بودجه کل کشور ملاحظه می شود که دولت آقای احمدی نژاد بدلیل بهره مندی از شرائط افزایش افسانه ای قیمت نفت به لحاظ درآمد ارزی (24/2) برابر واردات (63/1) برابر، بودجه عمومی دولت (7/1) برابر و بودجه کل کشور (12/2) برابر امکان ارزی و مالی در اختیار داشته است. در ذیل بیان می شود که هر یک از این دو دولت با صرف این منابع چه دستاوردهایی را کسب نموده است؟

دستاوردهای سه سال آخر دولت آقای خاتمی: دستیابی متوسط سالانه به نرخ رشد اقتصادی 3/6 درصد، نرخ تورم 5/15 درصد و نرخ رشد سرمایه گذاری 11 درصد

دستاوردهای سه سال اول دولت آقای احمدی نژاد: دستیابی متوسط سالانه به نرخ رشد اقتصادی 27/6 درصد، نرخ تورم 6/15 درصد و نرخ رشد سرمایه گذاری 8/4 درصد بدهی خارجی کشور از رقم 23 میلیارد دلار در پایان سال 83 به 5/28 میلیارد دلار در پایان سال 86 افزایش یافته است.

مقایسه بالا با در نظر گرفتن درآمدهایی افسانه ای ناشی از قیمت نفت در دولت نهم به خوبی بیانگر عملکرد هر یک از دو دولت در مقایسه با دیگری است.

بررسی وضعیت اقتصادی چهار ساله دولت آقای احمدی نژاد و بالاخص سال چهارم دولت ایشان را به پایان دورۀ چهار ساله ی ریاست جمهوری ایشان وا می گذاریم شاید با نگاه به آمارهای ارائه شده فوق می باشد که بزرگانی از جریان اصولگرایی را در سال سوم فعالیت دولت آقای احمدی نژاد وادار به انتقاد نسبت به عملکرد اقتصادی دولت ایشان نموده است. دکتر احمد توکلی اقتصاد دان وابسته به اردوگاه اصولگرایان این گونه دار سخن سرداده است: «دولت نهم چند تصمیم اشتباه گرفته است. از جمله هزینه کردن سریع درآمدهای نفتی و ابتلای ایران به بیماری هلندی و آثار ناهنجار در دولت نهم در عرصه اقتصادی داشته امّا به دلیل نداشتن تئوری و برنامه نمی توانم به آن نمره خوبی بدهم ... متأسفانه در کشور ما خیلی ها به ویژه مهندس ها نمی دانند و نمی خواهند قبول کنند که اقتصاد یک علم با متدلوژی و روش های علمی است. (اعتماد ملی، 7/8/86)

محمد باقر قالیباف شهردار اصولگرای تهران، در دورۀ حاکمیت یکدست اصولگرایی ریشه مشکلات را این گونه بیان می کند: روزی که نفت 10 دلار بود ما در کشور تورم داشتیم. حال با نفت 100 دلاری باز هم تورم بیداد می کند. حلقه ی گمشده در این میان نفت نیست، بلکه نبود مدیریت است. (اعتماد، 11/10/86)

دکتر دانش جعفری وزیر مستعضی یا معزول اقتصاد کابینه دکتر احمدی نژاد کانون مشکلات اقتصادی را این گونه آدرس می دهد: ... نسبت به تجربه گذشته کشور و یا آدم هایی که تجارب خوبی داشتند نظر مثبتی وجود نداشت ... و بسیاری از مفاهیم پذیرفته شده علم اقتصاد در دنیای امروز از قبیل تأثیر نقدینگی بر تورم و یا چگونگی تقسیم کار مطلوب بین دولت و مردم زیر سئوال بود. (مراسم تودیع دکتر دانش جعفری)

و بالاخره حسن عباسی اصولگرای پر هیاهوی دوران اصلاحات این گونه از نداشتن تئوری دولت نهم پرده بر می دارد: «این که می گویم دولت هشتم تئوری داشت و دولت نهم پشتوانه تئوریک ندارد، به این دلیل است که مثلاً ده ها کتاب در مورد مفاهیمی چون آزادی و جامعه مدنی در دولت قبلی به چاپ رسید شما می توانید یک کتاب صد صفحه ای در مورد سهام عدالت پیدا کنید؟ دولت احمدی نژاد نمی تواند جزوه ای در اختیار دانشگاهیان قرار دهد تا دانشجویان و ما بنشینیم در مورد آن بحث کنیم». راستی دوستان اصولگرای پردیس قم، آیا شما می توانید یک کتاب صد صفحه ای و یا جزوه ای علمی در توضیح شعارهای اقتصادی دولت اصولگرا در اختیار ما بگذارید؟ ما منتظر می مانیم .... .

سید علی پرواز

دبیر انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران-پردیس قم

 


+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 13:43  توسط روابط عمومی  | 

سيد مصطفي تاج‌زاده در گفتگوي اختصاصي با سكوت:

خاتمي مي‌تواند كشور را نجات دهد...

تحريريه‌ي نشريه سكوت بر آن شده است تا در هر شماره دست كم يك مصاحبه‌ي اختصاصي ترتيب داده و شرح را به استحضار شما دانشجويان محترم پرديس برساند.

در اين شماره شما مصاحبه‌ي اختصاصي سكوت را با سيد مصطفي تاج‌زاده مي‌خوانيد.

به عنوان اولين سؤال تحليل شما از وضعيت ايران امروز از نقطه نظر اقتصادي، سياست داخلي و خارجي، فرهنگ پيوند مردم و مسئولان و گسست‌هاي موجود جامعه چيست؟

ـ از نظر توسعه اقتصادي متأسفانه شاخص هاي خوبي نداريم و به لحاظ فرهنگي و ديني جامعه بهتر مي‌تواند قضاوت كند كه آيا در زمان آقاي خاتمي و اصلاحات وضعيت فرهنگي و ديني جامعه بهتر بود يا امروز. مثلاً شأن و جايگاه روحانيت كه گاهي بي‌كفايتي‌هاي موجود به نام روحانيت ثبت مي‌شود. به لحاظ بين‌المللي هم متأسفانه وضعيت بدي داريم. من بارها گفته ام ايران 3 سال است كه در پروسه‌اي قرار گرفته به نام عراقيزه شدن يعني همان مسيري كه در مورد عراق طي شد در مورد ايران نيز طي مي‌شود. از لحاظ امنيتي ما در وضعيت خوبي به سر نمي‌بريم. ببينيد وقتي دولت اصلاحات سركار بود، اقتدار گرايان تبليغ مي‌كردند كه اگر اصول گراها يا خودشان بيايند سركار دو تا اتفاق در ايران مي‌افتد. يكي اينكه اختلافات از بين مي‌رود، دوم اينكه چون حكومت يكدست مي‌شود بنابراين كارآمدي حكومت هم افزايش پيدا مي‌كند. امروز بعد از 3 سال مي‌توان قضاوت كرد كه چه اختلافات جناح راست و چه كارآمدي حكومت در مقايسه با آنچه در دوره‌ي اصلاحات در جامعه بود به چه شكل است. البته مهمترين شعار‌هاي اين دوستان اقتصادي بود و بيشترين انتقادها كه از درون خودشان هم وارد مي‌شود اقتصادي است. علاوه بر اين شعارهاي اقتصادي مثل آوردن نفت بر سر سفره‌ي مردم، شعارهاي مبارزه با فساد هم داشتند كه فكر مي‌كنم اخيراً با داستان آقاي كردان آن شعار هم مصداق خودش را كاملاً پيدا كرده است.

 

ريشه اصلي مشكلاتي كه شما اشاره فرمودين در كجاست؟

ريشه‌ي اصلي آن غير علمي و غير كارشناسي كار كردن اين دوستان است يعني واقعاً علوم جديد را به رسميت نمي‌شناسند. 53 استادي كه با آقاي احمدي‌نژاد ديدار داشتند مي‌گفتند اگر ايشان اجمالاً بپذيرند كه اقتصاد يك علم است ما جلسه‌ي پرباري داشتيم. يعني وقتي تا اين حد با دانش روز مقابله مي‌شود معلوم است نتيجه كار چه خواهد بود .دولت در عمل فكر مي‌كند كه يك كميته‌ي امداد بزرگ است و بايستي راه افتاده و به مردم ايران صدقه بدهد و شعارشان اين است كه ايران را سراسر كميته امداد كنيم!

چه اتفاقي افتاد كه آراي بسيار بالاي مردم در 2 خرداد، در انتخابات رياست جمهوري نهم، نمود بيروني داشت و آيا اصلاً مي‌توان گفت كه رفتار انتخاباتي مردم ايران غير قابل پيش‌بيني است و بر اساس يك منطق و رفتار خاص اين كار را انجام مي دهند يا واقعاً ريشه درجاي ديگر دارد؟

البته اين چند سؤال متفاوت است. يكي وضعيت خاتمي است كه خاتمي 2 بار از مردم رأي گرفت. يكي سال 76 كه گفتند رأي او سلبي بوده است خاتمي سمبل تغيير، ناطق‌نوري سمبل ادامه‌ي وضعيت موجود. فرض كنيم كه اين حرف درست باشد. خاتمي 4 سال بعد براي بار دوم از مردم رأي گرفت. بار دوم كه ديگر سلبي نبود. زيرا مردم عملكرد خاتمي را در 4 سال ديده بودند. و اتفاقاً در برابر 8 رقيب ديگر پيروز شد با 2 ميليون رأي بيشتر از دوره‌ي قبل. امروز آقاي خاتمي در جايگاهي است كه تقريباً تمام نامزد‌ها جز احمدي‌نژاد با آمدن خاتمي كنار مي‌روند. به دو دليل: 1ـ برابر آقاي خاتمي رأي نمي‌آوريم 2ـ نمي‌خواهيم در جامعه به عنوان شخصي كه در برابر خاتمي ايستاده معروف شويم.

دومين مطلب اينكه آيا مردم ما پيش‌بيني پذير هستند يا نه بنده مي‌گويم نيستند. منتها بايد اين پيش‌بيني پذيري توضيح داده بشود. پيش‌بيني پذيري گاهي به اين معنا است كه مردم هر بار عشقي به يك نفر رأي مي‌دهند و بنابراين رفتار عقلاني و منطقي ندارند. كه من چنين اعتقادي ندارم. يعني مردم در مجموع عقلاني رأي مي دهند. اما چرا پيش‌بيني پذير نيست؟ به اين دليل كه ما طبقات اجتماعي قوي نداريم. احزاب قدرتمند نداريم كه مثلاً 50 درصد 60 درصد براي اين احزاب است.

 

ماجراي آقاي كردن را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

قصه، قباحت كاري است كه آقاي كردان كرده است. بنده خودم سؤالم رفتار سران جناح راست است نه بدنه‌ي ان. چرا تمام سران جناح راست عملاً شدند مدافع آقاي كردان؟ نكند كردان نقطه ضعف‌هايي از اين‌ها دارد و مي‌ترسند كه اين نقطه ضعف ها را افشا كند اين فرد به ملت ايران دروغ گفته است.

 

به نظر شما حساب ذخيره‌ي ارزي بايد محرمانه بماند؟

ـ قطعاً نه.

و علت اينكه آقاي احمدي نژاد مي‌گويد محرمانه است به اين دليل است كه نمي‌خواهد بگويد چه بلائي سر اين صندوق آمده است.

 

ـ آيا تورم ما ناشي از تورم جهاني است؟

ـ حداكثر  تورم ما ناشي از تورم جهاني است. اين درحالي است كه نفت ما قيمت آن 3 برابر شده است يعني به راحتي مي‌توانست اين  را پوشش بدهد.

 

براي طرح تحول اقتصادي چه اسمي مي‌گذاريد؟

ـ خريدن رأي

ـ اصلاح طلبان با چه آرايشي در اين انتخابات شركت مي‌كنند؟

ـ اگر خاتمي بيايد استراتژي كاملاً روشن است يعني به نظرم عملاً مي‌شود يك نفر نامزد اصلاح طلبان. زيرا تصور مي‌كنم بقيه به احترام خاتمي جا را براي ايشان باز مي‌كنند ولي اگر خاتمي نيايد اعتراف مي‌كنم كه دچار مشكل مي‌شويم. البته آن جناح هم مشكل دارند چون برخي از آن‌ها به هيچ وجه حاضر نيستند از احمدي نژاد حمايت كنند. اگر خاتمي بيايد بخش زيادي از جناح راست هم به خاتمي رأي مي‌دهند. نه به اين دليل كه اصلاح طلب شدند بلكه به اين دليل كه احساس مي‌كنند كشور در وضعيت بسيار بدي است و آقاي خاتمي اگر بيايد مي‌تواند كشور را نجات بدهد.

 ـ آقاي خاتمي مي‌آيد يا نه؟

ـ در صد آمدن ايشان بيشتر شده.

ـ اگر آقاي خاتمي بيايد آيا كروبي كنار مي‌رود؟

ـ بله. احتمالاً اقاي كروبي هم در اين انتخابات بر خلاف دور قبل، اگر شرايط پيش بيايد كنار مي‌كشند.

ـ تحليل شما از فضاي امروز دانشگاه ها چيست؟

ـ ما همه فكر و ذكرمان تا كنون آقاي خاتمي بوده و روي اين قضيه كاركرده ايم و بازخورد بسيار مثبتي از دانشگاه ها گرفتيم. اگر آقاي خاتمي بيايد، دانشگاه‌ها با روحيه ِ خوبي از ايشان استقبال خواهند كرد ولي اگر نيايد من چشم‌انداز روشني ندارم و نمي‌دانم در دانشگاه‌ها چه خواهد گذشت.

 

ـ چرا شوراي حكميت آقاي كروبي را اجرا نمي‌كنيد؟

ـ ما كه اختلاف نداريم كه شوراي حكميت بگذاريم. ما مي‌خواهيم رأي آورترين نامزد را مشخص كنيم. نمي‌خواهيم بين 2 نفر خاص، يكي را كه مديرتر است انتخاب كنيم. ما كه نمي‌خواهيم نخست وزير انتخاب كنيم كه وارد شوراي حكميت شويم. ما رئيس جمهوري مي‌خواهيم كه رأي مردم را داشته باشد و رأي مردم از داخل شوراي حكميت بيرون نمي‌آيد.

 

انتخابات امريكا بر انتخابات ايران چه تأثيري خواهد داشت؟

اگر آقاي خاتمي بيايد چه اون طرف جمهوري خواه باشد و چه دمكرات امكان اقدام عملي نداريم همانطور كه بوش در زمان آقاي خاتمي فقط مي‌گفت ايران محور شرارت است اما اقدام عملي نداشت.

اگر او با ما رئيس جمهور شود فكر مي‌كنم ايران چاره‌اي ندارد جز اينكه به سمت انتخابات صد در صد آزاد برود. و مشاركت مردم زياد باشد تا در برابر مشروعيت مردمي او با ما بتوانيم جرياني مشروع علم كنيم تا بتواند از منافع ملي ما دفاع كند.

 

ـ در مورد هر يك از موارد زير يك عبارت كوتاه بفرماييد

1ـ دانشگاه تهران

ـ پادگان

2ـ كردان

ـ سمبل سلامت

3ـ زنجان

ـ برلين

4ـ فاطمه رجبي

ـ ادبيات مسعود رجبي

5ـ بهزاد نبوي

ـ حلقه‌ي وسط نسل ما با بازگان

6ـ شهر قم

ـ شهر عجايب

7ـ سعيد عسگر

ـ يكي از سه سعيد

8ـ قاضي سعيد مرتضوي

سعيد سوم

9ـ الهام

ـ همسر سخنگوي واقعي دولت

                                                   ادامه دارد


+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 13:31  توسط روابط عمومی  | 

حضور خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری آتی و پیروزی وی در 3 بعد تاثیر مستقیم دارد . حوزه سیاست خارجی با محوریت مسایلی چون پرونده هسته ای ایران ، مسایل خاور میانه ( عراق ، فلسطین و اسراییل و ... ) و پیگیری مجدد طرح گفتگوی تمدنها در عرصه بین المللی می تواند شرایط ایران را از موقعیت متزلزل و بی ثبات کنونی به یک موقعیت عزتمندانه ارتقا دهد . در این حوزه شخصیت فردی خاتمی بعنوان شخصیتی بین المللی و حامی صلح و گفتگو می تواند منحصربه فرد باشد . در حوزه مسایل اقتصادی در شرایط کنونی در موقعیت نامناسبی قرار گرفته ایم . تورم لجام گسیخته و بی نظمی های سیستمی در بازار سرمایه و اقتصاد ایران چشمگیر است . سیاستهای رفاهی و گسترش تامین اجتماعی تا حدودی می تواند بخشی ازمشکلات طبقات فرودست اجتماعی را مرتفع نماید. تجربه تاسیس وزارت رفاه و تامین اجتماعی و تصویب نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی در دوران ریاست جمهوری وی نشان از جهت گیری های رفاهی و تسلط گفتمان اقتصادی – اجتماعی چپ میانه در دوران دوم ریاست جمهوری وی داشته است که امتداد آن برنامه و تدوین برنامه هایی اجتماعی و عدالت خواهانه از آن دست  می تواند در جمع آوری هرچه بیشتر آرای طبقه متوسط پایین وطبقات فرودست اجتماعی به وی یاری رساند . اگر چه این حوزه با توجه به بی انضباطی های مدیریتی و اقتصادی که در این 4 سال در آن به وقوع پیوسته است می تواند نفس گیر ترین حوزه برای ورود  هر کاندیدای احتمالی و رئیس جمهوری بعدی باشد .. حوزه سوم به مسائل مربوط به دموکراسی و حقوق بشر در ایران باز می گردد که در امتداد شعارهای اولیه خاتمی مبنی بر توسعه سیاسی است . این حوزه با توجه به تجارب ارزنده ای که در 8 سال دوران اصلاحات با آن مواجه بودیم ، می تواند فرایندی تدریجی تر و گام به گام تر و در عین حال برنامه ریزی شده ای را بپیماید . ضعف جامعه مدنی و نهادهای ضروری آن در ایران نیاز به وجود دولتی توسعه گرا و دموکرات دارد . آن دسته از فعالان سیاسی و اجتماعی که خواهان بسط و گسترش دموکراسی و حقوق بشر نیز هستند می بایست مجددانه در روی کارامدن چنین دولتی تلاش نمایند چراکه در بدترین حالات چنین دولتی فضای تنفس به فعالان سیاسی و حقوق بشری خواهد داد که در ذیل آن با دغدغه کمتری به پیگیری و نهادین کردن این مفاهیم در بستر اجتماع همت گمارند . از این رو بنظر می رسد که با رویکردهای جدید هم دولت اصلاح طلب و هم این قبیل فعالان فرصتی دوباره برای اجتماعی و توده ای کردن دموکراسی و حقوق بشری می یابند .چراکه در این راستا از حمایتهای حداقلی سیاسی و حقوقی از یک سو و پاره ای از حمایتهای مالی دولتی می توانند بهره مند شوند . با این اوصاف سخنان اخیر سید محمد خاتمی در دیدار با دست اندر کاران خبرگزاری ایلنا را می توان علامتی از حضور خاتمی و سبک سنگین کردن شرایط حساس کنونی کشور از سوی وی دانست . امروز تمام نیروهای اصلاح طلب ، دموکرات و وفادار به قانون اساسی جمهوری اسلامی با درک ضرورت اجماع بر یک کاندیدای اطلاح طلب ، غالباً خاتمی را بهترین چهره برای این عصر دریافته اند . ادبیات دینی و در عین حال نواندیشانه و روشنفکرانه خاتمی از یک سو متجددین  و از سوی دیگر لایه هایی از اقشار سنتی جامعه ما را تحت تاثیر قرار می دهد . از نظر بین المللی نیز وی چهره ای جهانی و شناخته شده است . همچنین نهاد نظارتی چون شورای نگهبان نیز امکان و فرصت درنگ یا رد صلاحیت احتمالی وی را نمی تواند در دستور کار قرار دهد ، از این رو می توان گفت که خاتمی بیشترین امکان برای ایجاد یک اجماع میان نخبگان و مردم را دارد . ادبیات روشنفکرانه و حمایت وی از دموکراسی ، تساهل و مدارای سیاسی ، گفتگوی بین مذاهب و تمدن ها و ... برای وی پایگاه ویژه ای درمیان جمع نخبگان ، روشنفکران ، دانشگاهیان و اقلیت های مذهبی ، قومی و ... ایجاد کرده است . با تمام احترامی که برای سایر کاندیداهای احتمالی اصلاح طلب قائل هستم باید بگویم که در حال حاضر  هیچ شخصیتی در میان اصلاح طلبان واجد چنین شرایط فراگیری نیست . روشنفکران و جامعه دانشگاهی ایران نیز به ادبیات و شخصیتی کمتر از خاتمی تن نخواهند داد . شخصیت فردی و توان تئوریک و مدیریتی جمع هواداران و حامیان خاتمی نیز به مراتب افزون تر از سایر کاندیداهای احتمالی است . همچنین باید به 2 پیش شرطی که خاتمی درباره آنها سخن گفت نیز توجه نمود . این توجه در وهله اول باید از سوی خود ایشان صورت پذیرد . خاتمی باید بیاید و با برنامه هم بیاید . وی باید به صداقت همیشگی خود اندکی چاشنی صراحت و شفافیت را نیز اضافه نماید . برنامه های عمل خویش را در حوزه های مختلف و        علی الخصوص سه حوزه سیاست خارجی ، اقتصادی و توسعه سیاسی برای مردم تبیین و تشریح نماید و با توجه به ساختار حقیقی قدرت در ایران این برنامه ها را اعلام نماید و به هر آنچه        می تواند ، وعده داده و بر سر آنها پافشاری نماید ، حتی اگر این برنامه علی الخصوص در حوزه توسعه سیاسی حداقلی تر از تصور فعالان سیاسی و اجتماعی باشد . لکن پافشاری بر همان برنامه و پاپس نکشیدن از آنها می تواند نوید بخش فصل نوینی از اصلاحات دموکراتیک در ایران باشد . یکی از انتقادات جدی که در دوران 8 ساله اصلاحات بر عملکرد خاتمی وارد می باشد ، عدم پافشاری بر برخی برنامه ها و مواضع اصولی تحول خواهانه وی بود ، این امر موجب خدشه و سلب اعتماد مردم و بدنه اجتماعی اصلاحات از آنان میگردد . پس نکته اصلی ، اول آمدن و با برنامه آمدن و پافشاری بر همان برنامه های اعلام شده خواهد بود . تنها با این رویکرد است که می توان مردم را امید وار نمود و امید اجتماعی را در آنان باز تولید کرده و از این سرمایه اجتماعی در جهت پیشبرد اصلاحات دموکراتیک یاری جست . از این رو " تفاهم با ملت بر سر خواسته هایشان " تنها با در پیش گرفتن چنین رویکردی امکان پذیر است . از سوی دیگر اعلام برنامه ها و یا آنچه خاتمی به عنوان " تبیین اصول اصلاح طلبی " قلمداد نموده است ، می تواند سطح توقعات افراد ، گروهها و مردم را از وی مشخص نموده تا هرکس که در شرایط فعلی یارای همراهی با وی را دارد ، تکلیف خود را مشخص نموده تا در میانه راه کسی ادعای بیشتر یا کمتری نداشته باشد تا بتوان از او تنها در جهت شعارها و برنامه های مطرح شده ، پاسخگویی خواست . در هر حال در شرایط کنونی می بایست توقعات مان را در ظرف واقعیت های واقعاً موجود سیاسی ایران امروز پیگیری نماییم . در مورد پیش شرط دوم خاتمی که عبارت است از امکان عملی کردن برنامه های رئیس جمهور با سازو کارهای موجود نیز باید گفت که خاتمی تجربه حضور در بالاترین رکن اجرایی و در چارچوب ساختار حقوقی موجود را داشته است . بنابراین شاید بیش از هر شخص دیگری از اصلاح طلبان بر اختیارات و محدودیتهای آن واقف باشد . اگر چه این پیش شرط در دل خود و چنانکه خود خاتمی نیز به آن اشاره نمود - و در مرحله پیش از رسیدن به مقام ریاست جمهوری ، دغدغه برگزاری یک انتخابات آزاد ، شفاف و سالم را نیز در بر دارد ، لکن شخصیت منحصر به فرد خاتمی و ویژگی های فردی وی در کنار خواست و تمایل شدید مردم بر تحول در ساختار مدیریت اجرایی کشور ، رقابت ریاست جمهوری آتی را از یک رقابت فشرده و نزدیک با کاندیدای اصولگرایان خارج نموده و همین امر دغدغه سلامت انتخابات را تا حدودی مرتفع می نماید . همچنین وی تجربه لازم را جهت تعامل و احیاناً تقابل با ناملایمات حقوقی و حقیقی قدرت در ایران امروز را دارد . قطعاً جریان مقابل اصلاحات از آمدن خاتمی استقبال نخواهد کرد . از این رو وی می بایست بدون تعارف و رودربایستی نهادهای اصلی قدرت و هسته سخت آنرا در جریان برنامه ها و راهبردهای خود قرار دهد . از سوی دیگر باید بر این تحلیل صحه گذارد که در میان کاندیداهای احتمالی ، ریاست جمهوری خاتمی برای هر دو طرف ( اصلاح طلبان و نهادهای اصلی قدرت و هسته سخت آن ) باید مطلوب تر بنظر آید . چرا که وی از سویی تمایلات اصلاح طلبانه و برنامه های تدریجی و گام به گام تحول خواهانه را پیگیری می نماید و از سوی دیگر بخاطر روحیات مدارا جویانه و تعامل گر و پیش بینی پذیری که دارد ، طرف مقابل را به کمتر تحریک نموده و از میزان مقاومت در مقابل برنامه های اصلاحی می کاهد . در واقع ریاست جمهوری خاتمی یک بازی برد – برد را برای طرفین رقم می زند . در حالی که کسب مجدد این موقعیت برای احمدی نژاد یک بازی باخت – برد به ضرر اصلاح طلبان و تحول خواهان بوده ، ریاست جمهوری عبدالله نوری یک بازی برد – باخت به نفع طرف اصلاح طلب خواهد بود و در مورد گزینه کروبی نیز به علت اینکه قشر وسیعی از احزاب دموکرات و اصلاح طلب و بدنه اجتماعی آنان را قانع نمی سازد یک بازی باخت – باخت را رقم خواهد زد ، چراکه از سوی دیگر مهدی کروبی نشان داده است که در مواقع حساس و بحرانی شخصیت پیش بینی ناپذیری دارد . نمونه ای چون نامه اعتراض آمیز وی در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 ، خود به روشنی شاهد این مدعاست .. 

                                                          حسین نقاشی

 دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم بزشکی تهران

                                                         


+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 13:26  توسط روابط عمومی  | 
مسوول انجمن اسلامي دانشجويان پرديس قم دانشگاه تهران :
نداشتن پشتوانه فکري و عقيدتي از آسيب‌هاي دروني انجمن‌ها و تشكل‌هاي دانشجويي است

خبرگزاري دانشجويان ايران - قم
سرويس: سياسي

مسوول انجمن اسلامي دانشجويان پرديس قم دانشگاه تهران با مهم ارزيابي کردن آسيب‌شناسي دروني و بروني انجمن‌ها و تشكل‌ها يدانشجويي حضور دانشجويان در انجمن اسلامي، بدون پشتوانه فکري و عقيدتي را يکي از مهم‌ترين آسيب‌هاي دروني انجمن‌ها و تشكل‌هاي دانشجويي عنوان کرد.

سيدعلي پرواز در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا، با اشاره به موانع بيروني و دروني انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان گفت : خود انجمن‌ها بايد آسيب‌شناسي دروني را به طور جدي در دستور کار قرار دهند و با نگاه به مختصات موجود، فرصت‌ها و تهديدها را شناسايي کنند .

وي آنچه را جدايي بين هرم وزارت علوم و بخش‌هاي فرهنگي و دانشجويي خواند از اهم موانع بيروني انجمن‌هاي اسلامي دانست و بدبيني حوزه‌هايي از حاکميت به فعاليت‌هاي دانشجويي و نگاه ابزاري به دانشجو و دانشگاه از طرف برخي تشکل‌ها را از ديگر موانع بيروني خواند.

پرواز، عملکرد دولت در حوزه‌هاي مختلف را قابل نقد عنوان و نسبت به برخي برخوردها با دانشجويان انتقاد كرد.

وي ادامه داد: با تحليلي که از وضعيت امروز داريم و با نگاه به مختصات جغرافيايي سياسي امروز ايران ، استراتژي‌اي را براي انجمن اسلامي تعريف کرده‌ايم که به عنوان يك کنش‌گر سياسي واقع‌گرا در اين جغرافيا فعاليت کند.

مسوول انجمن اسلامي دانشجويان پرديس قم دانشگاه تهران با تاکيد بر حضور در عرصه‌هاي مختلف سياسي ، اجتماعي و فرهنگي خاطرنشان کرد : با برگزاري جلسات سياسي در قالب ميزگرد ، سخنراني و مناظره ، اعلام مواضع در مناسبت‌هاي سياسي در شکل بيانيه و نگاه به انتخابات پيش روي رياست‌جمهوري و تعريف برنامه‌هايي در راستاي اين امر، حضوري فعال در صحنه سياسي خواهيم داشت .

وي با اشاره به برخي كنش‌هاي موجود در بين تشكل‌هاي دانشجويي گفت : نخست موضع سلبي است که پذيرفتن انفعال در عرصه سياسي است که در واقع از ترس مرگ خودکشي کردن است و موضع نادرستي است و در طرف ديگر اين طيف ، تندروي‌هايي است که از آن با عنوان انتحار سياسي ياد مي‌شود .

پرواز افزود : در پي حضور در صحنه سياسي در مقابل ويژگي‌هايي که با جوهره تفکر حضرت امام يعني استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي مطابقت ندارد، موضع مي‌گيريم، زيرا تفکر حضرت امام، عصاره خالص ملت ايران در فعاليت‌هاي انقلابي شان به حساب مي‌آيد .

مسوول انجمن اسلامي دانشجويان پرديس قم دانشگاه تهران با بيان اين که فعاليت‌هاي انجمن اسلامي صرفا درعرصه سياست خلاصه نمي‌شود گفت : تلاش داريم صبغه فرهنگي انجمن را پررنگ کنيم، به همين مناسبت تقويم‌ مناسبت‌هاي فرهنگي را آماده کرده‌ايم که بر اساس آن به فراخور وقت و توان قطعا برنامه‌هايي را در دستور کار داريم .

وي به اعضاي ديگر انجمن‌هاي اسلامي توصيه کرد در اين برهه حساس بيشتر بر اشتراکات تکيه و پرداختن به مسائل حاصل از اختلاف سليقه‌ را در يک ساز و کار دموکراتيک دنبال کنند.

پرواز، هم‌چنين سياستمداران را مهمانان سفره فرهنگ و اهالي فرهنگ را ميزبان سياستمداران دانست .

وي با اشاره به ضرورت فعاليت‌هاي فرهنگي در دانشگاه‌ها تاکيد کرد : نياز به امور فرهنگي و ضرورت پرداختن به آن يک نياز ساختاري است، البته با برخي نگاه‌هاي متحجرانه و تنگ نظرانه درعرصه فرهنگ و دين مخالفيم .

اين فعال دانشجويي فعاليت در قم را فرصت بزرگي براي انجمن اسلامي عنوان کرد و افزود : فعاليت در قم براي ما يک فرصت بزرگ است؛ چون قم پايگاه عقيدتي نظام محسوب مي‌شود و مباني دو جريان عمده سياسي کشور نيز در شهر قم ريشه دارد .


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 11:40  توسط روابط عمومی  | 

 

حسين نقاشي

فضاي کنوني دانشگاه هاي سراسر کشور، اگرچه از لحاظ شور و نشاط سياسي و حتي فرهنگي با دوران اوج و شکوفايي خود فاصله گرفته است لکن همچنان حرکت هاي دانشجويي با سبک و سياق متفاوت در فضاي دانشجويي کشور قابل رويت است. در اين ميان جريانات اصولگرا و محافظه کار دانشجويي در دانشگاه هاي کشور دست کم داراي چهار تشکل شناخته شده هستند؛ بسيج دانشجويي، جامعه اسلامي دانشجويان، جنبش عدالت خواه دانشجويي و انجمن هاي اسلامي به اصطلاح مستقل. بسيج دانشجويي در اوايل دهه 70 پا به عرصه دانشگاه نهاد. تاريخ تاسيس جامعه اسلامي دانشجويان 1365 ذکر شده و بنابر برخي روايات شايد بتوان آن را اولين ريزش دفتر تحکيم وحدت نام نهاد چرا که مواضع چپگرايانه دفتر تحکيم در دهه 60 به مذاق عده يي خوش نمي آمد و جامعه اسلامي دانشجويان مولد همين اختلاف سليقه ها محسوب مي شد. جنبش عدالت خواه دانشجويي نيز اگرچه بارقه هاي نخستين آن در سال 1379 زده شد لکن سال هاي 82 و 83 به منصه ظهور رسيد و در يکي دو سال اخير اخبار بيشتري از فعاليت هاي اين مجموعه دانشجويي به گوش مي رسد و دست آخر انجمن هاي مستقل را بايد نام برد که تاريخ ولادت آنها به اواخر دهه 80 و دوران وزارت دکتر معين بازمي گردد؛ دوراني که براي کسب مجوز فعاليت خود درگيري هاي فراواني را با وزارت علوم از سر گذراندند. اين مجموعه که با نام «اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل سراسر کشور» فعاليت مي کند، خود را اولين انشقاق در دفتر تحکيم وحدت مي داند و دليل آن را انحراف دفتر تحکيم وحدت از اهداف و اصول اوليه خود مي داند. جنبش عدالت خواه دانشجويي نيز مجموعه يي از تشکل ها و کانون هاي دانشجويي است که الزاماً همگي آنها عنوان جنبش عدالت خواه دانشجويي را به يدک نمي کشند، مانند تشکل آرمان در اصفهان که عضو اين دفتر است.

از نظر کيفي هر چهار تشکل مسلمان و رويکردشان مبتني بر آموزه هاي اسلام فقاهتي سنتي است و از اين رو نزديکي فراواني با روحانيت محافظه کار و سنتي دارند، در کنار اين رويکرد شعار محوري عدالت خواهي نيز محوري ترين گفتمان و فصل مشترک هر چهار مجموعه فوق الذکر است. اگرچه نگاهي به تاريخچه عملکرد جامعه اسلامي دانشجويان و آنچه در افواه فعالان دانشجويي دو دهه گذشته مي گذرد قرابت معناداري با جريانات راست سنتي داشته است. با اين حال امروز همراه با ساير جريانات همسو با دولت نهم گفتمان عدالت خواهي را گفتمان غالب خود قرار داده است، البته در اين زمينه جنبش عدالت خواه دانشجويي چه در زمينه فکري و چه در رويکردهاي عملي خود عملکردي راديکال تر دارد؛ چه آنکه با مروري بر سايت و نشريات وابسته به اين تشکل، مايه هاي چپگرايي و آرماني خواهي بيشتر به چشم مي خورد. چنان که در ليست جزوه هاي فرهنگي و آموزشي خود که در سايت جنبش با عنوان عدالت خواهي قرار دارد عناويني چون استحمار، مسووليت شيعه بودن از دکتر شريعتي، اشرافيت دولتمردان از دکتر کوشکي، توليد علم جديد براساس پارادايم خدامحوري(دکتر عباسي)، جنگ پارتيزاني فرهنگي(احمد حنيف) را قرار داده اند. نگاهي کوتاه به استادان برگزارکننده اين کلاس ها(مهندس حاج سعيد قاسمي، وحيد جليلي، پارسانيا، رحيم پورازغدي، دکتر سعيد زيباکلام) و جزوات برآمده از دل اين کلاس ها خود به خوبي گوياي رويکردهاي کيفي اين مجموعه و همچنين سه مجموعه پيش گفته است. همچنين شرحي از ديدار با دو تن از علماي حوزه علميه قم- آيات عظام جوادي آملي و اميني- که به صورت جزوه درآمده است. مروري بر کلاس ها و جزوات آموزشي و مدعوين سمينارها و کنگره ديگر تشکل هاي فوق الذکر نيز تفاوت چنداني با آنچه پيش آمده، ندارد.

از لحاظ رويکرد پراتيک سياسي همه اين تشکل ها قرابت آشکاري با جريان اصولگراي حاکميت دارند، چه آنکه جامعه اسلامي دانشجويان در انتخابات مجلس هشتم شوراي اسلامي با ارائه ليستي 12 نفره از جريان اصولگرايي حمايت کرد و در سر ديگر طيف نيز دانشجويان جنبش عدالت خواه به واسطه رويکردهاي آرمان گرايانه يي که دارند، گرچه نقدهايي نيز به جريان اصولگرا علي الخصوص دولت احمدي نژاد وارد مي کنند لکن در کليت مطلب مويد اين جريان سياسي هستند.از اين موارد که بگذريم سخنراني فرماندهي سپاه پاسداران در جمع بسيج دانشجويي که در آن صراحتاً از جريان سياسي اصولگرايي حمايت شد نيز خود شاهدي بر اين مدعا است. انجمن هاي مستقل نيز اگرچه چون جامعه اسلامي دانشجويان دست به ارائه ليست نبردند لکن دعوت هاي سياسي شان در ايام انتخابات و همچنين حضور برخي از ادوار اين اتحاديه در پست هاي مديريتي دولت نهم خود نشاني از همراهي اين مجموعه با دولت اصولگرا دارد.

اين همه در حالي است که طرف ديگر ماجرا يعني دانشجويان اصلاح طلب و تحول خواه تنها در قالب انجمن هاي اسلامي دانشجويان توان فعاليت سياسي و فرهنگي دارند. حال آنکه اتحاديه اين انجمن ها- دفتر تحکيم وحدت- به دو علت دروني و بيروني دچار انشقاق و چندپارگي و عدم انسجام لازم است. علت دروني به اين مهم بازمي گردد که طيف گسترده يي از دانشجويان سياسي با گرايشات مذهبي(روشنفکري ديني/ نوانديشي ديني)، ليبرال دموکرات هاي سکولار، چپ ها و دموکراتيک سکولار و... تقسيم مي شوند. در ميان خود دانشجويان مذهبي نيز برخي از نظر منش اقتصادي- اجتماعي داعيه هاي عدالت خواهانه و دموکراتيک دارند و در سوي ديگر گرايشات راست مدرن(ليبرالي) نيز به وضوح به چشم مي خورد. اين تنوع و تکثر- علي الخصوص حضور دانشجويان غيرمسلمان يا آن دسته از دانشجويان مسلماني که اعتقادي به حضور دين در عرصه عمومي نداشتند- هم که باعث ايجاد بحران هويت در ميان مجموعه تحکيم شد از لحاظ تشکيلاتي جمع کردن اين همه افکار متضاد و رودررو را محال مي ساخت.

از منظر عوامل بيروني نيز ندادن مجوز جهت تشکيل تشکل هاي سياسي بدون پسوند اسلامي يا سختگيري هاي ناشي از مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در دانشگاه ها امکان صاحبخانه شدن فعالان سياسي دگرانديش نسبت به انجمن هاي اسلامي دانشجويان را غيرممکن ساخت. از منظر سياسي نيز فعالان چند ساله اخير در انجمن هاي اسلامي دانشجويان، رويکردهاي مشابه يا حتي نزديک نيز نداشته اند. در ميان جريان هاي اصلاح طلب و مذهبي، طيف گسترده يي از فعالان وجود داشت که از قرابت به نهضت آزادي و نيروهاي ملي- مذهبي تا جبهه مشارکت و سازمان مجاهدين تا نيروهاي سنتي اصلاح طلب در ميان آنان قابل رصد بود. دانشجويان غيرمذهبي نيز اعم از ليبرال يا چپ آبشخورهاي خاص خود را داشتند. حال با اين اوصاف در يک طرف ماجرا چهار تشکل رسمي و قانوني با حمايت و بودجه دولتي که از نظر نگارنده کمترين اختلاف- اگر نگوييم هيچ اختلاف- از نظر فکري و سياسي با يکديگر را دارند، به صورت فعال حضور دارند و در سر ديگر ماجرا تنوع و تکثري فلج کننده، يا باعث درگيري هاي فرسايشي در ميان فعالان انجمن شده و رفته رفته آنها را در محاق تعطيلي يا انحطاط کشانيده يا اينکه در چند سال اخير به کام تعليق ها و تعطيل هاي پياپي برده است. اين وضعيت در حالي است که با توجه به واقعيت هاي قابل مشاهده و واقعاً موجود، تنوع و تکثر در ميان فعالان تحول خواه امري کاملاً واقعي و عيني است و برعکس در ميان تشکل هاي اصولگرا تا حد زيادي صوري و ذهني است. دست کم از نظر بنده هيچ تفاوت و اختلاف «معناداري» از نظر مباني فکري و عمل سياسي ميان بسيج دانشجويي، جامعه اسلامي دانشجويان و انجمن هاي مستقل قابل رويت نيست و تنها رويکردهاي آرمان گرايانه و بعضاً راديکال جنبش عدالت خواه دانشجويي شايد تفاوتي هر چند اندک با ساير تشکل هاي اصولگرا نمايد.

حال با در نظر گرفتن آنچه در سطور ابتدايي اين مطلب آمد، بايد اذعان کنم که چه در بعد کيفي و چه در بعد کمي اعضا و هواداران تشکل هاي اصولگرا ابداً داراي تکثر و تنوع واقعي نيستند. شاهد مثال آن تجمعات و تحصن ها و برنامه هاي مشترکي است که به صورت دسته جمعي برگزار مي کنند که حتي در صورتي که اعلام برنامه نيز تنها از سوي يکي از اين تشکل ها باشد، بدنه ساير اين تشکل ها در آن شرکت خواهند جست. از اين رو مي توان به صراحت گفت که اين تشکل ها از نظر هويتي هيچ گونه اصطکاک بنيادين با يکديگر نداشته و در يک مجموعه هويتي واحد تعريف مي شوند. از سوي ديگر با توجه به اصطکاکات هويتي واضح و مبرم دانشجويان تحول خواه و نبود فضاي دموکراتيک و مدارا و تحمل لازم جهت حضور و عرض اندام قانوني و رسمي آنان در دانشگاه ها هيچ يک از مولفه هاي پيش گفته جهت احراز فضاي تکثر واقعي و عيني در فضاي دانشگاه هاي کشور نيز به صورت عادلانه و برابر وجود ندارد.در همين حال بايد اذعان کنم غالب فعالان انجمني در عين اختلاف عقيدتي و سياسي با دو تشکل جامعه اسلامي دانشجويان و جنبش عدالت خواه دانشجويي، مساله وجودي- چرايي وجود اين تشکل ها را ندارند. در مورد بسيج دانشجويي نيز مشکل بيشتر معطوف به ساختار تشکيلاتي و روابط غيردانشجويي- غيردانشگاهي حاکم بر اين مجموعه دانشجويي است، لکن براي همه طيف هاي موجود در انجمن هاي اسلامي دانشجويان، وجود انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل مساله يي وجودي است، به اين معني که ما با وجود چنين تشکلي با پسوند مستقل و با به عاريت گرفتن نام پرافتخار و پرپيشينه «انجمن اسلامي دانشجويان» مساله داريم.

مروري بر انجمن هاي اسلامي دانشجويان

وقتي سخن از انجمن اسلامي دانشجويان به ميان مي آيد خواه ناخواه ذهن مخاطبان روانه سال هاي آغازين دهه 1320 مي شود؛ هسته هاي اوليه دانشجويان مسلماني که تحت تاثير آموزش هاي قرآني آيت الله طالقاني و آموزه هاي علمي- ديني بازرگان و نيز بهره گيري از چهره هايي چون راشد و... کم کم از حد هسته به يک طيف در دانشگاه ها تبديل شدند. صبغه مذهبي، تعلق ملي، روح عدالت طلبي و آزادي خواهي و مردم گرايي از مشخصه هاي بارز اين فعالان دانشجويي بود.انجمن هاي اسلامي دانشجويان در سال هاي پاياني دهه 20 در هيئت يک طيف فکري درآمد و در سال هاي پاياني دهه 30 و آغازين دهه 40 گسترش يافت و از ميانه دهه هاي 40 و 50 تحت تاثير انديشه هاي بالنده و ديناميک شريعتي با جهشي کيفي و کمي تشکيلاتي مواجه شد و با شکستن هژموني جريان هاي چپ غيرمذهبي و علي الخصوص حزب توده در دانشگاه ها، خود را در موقعيتي برتر قرار داد.

در تمامي اين سال ها انجمن هاي اسلامي دانشجويان با تاسي به آموزه هاي روشنفکران ديني و در مواجهه با اسلام سنتي و افکار ماترياليستي، مروج نوعي از اسلام در دانشگاه ها بودند که پاسخگوي معضلات زمانه و شبهات رايج آن دوران بود. پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني و نقش بسزاي دانشجويان انجمني در به ثمر رسيدن آن و با توجه به اسلامي بودن ماهيت انقلاب در سال هاي پس از انقلاب فرهنگي حق ويژه و انحصاري براي انجمن هاي اسلامي ايجاد کرد و اين هژموني تقريباً تا پايان دهه 60 ادامه يافت، اگرچه صبغه چپ مذهبي دانشجويان انجمني که پس از تسخير سفارت امريکا به دانشجويان خط امام مشهور شده بودند و بعدها با کنار نهادن راست گراياني که روياي تسخير سفارت شوروي را در سر مي پروراندند- و نماينده شاخص آن از دانشگاه علم و صنعت بود- به مذاق راست گرايان حاکميت خوش نيامد و آنان را به فکر دست و پا کردن بدنه دانشجويي در دانشگاه هاي کشور انداخت. مولود اين کشاکش سياسي به پا شدن جامعه اسلامي دانشجويان در نيمه هاي دهه 60 بود، لکن هژموني و تسلط کامل انجمن هاي اسلامي و دفتر تحکيم مجالي براي شکوفايي و حضور موثر اين تشکل باقي نگذاشته بود، اگرچه همداستاني دانشجويان تحکيمي در انتخابات هاي مجالس دوم و سوم و همچنين خبرگان رهبري و همگرايي آنان با جريان چپ حاکميت، راست گرايان حاکميت را به کوششي مضاعف جهت ايجاد پايگاه هاي دانشجويي وامي داشت. لکن آنچه در اين دوره به وضوح قابل رويت است آنکه در پي سه سال تعطيلي دانشگا ه ها به مناسبت انقلاب فرهنگي و پس از بازگشايي، دانشگاه به طور دربست در اختيار انجمن هاي اسلامي و اتحاديه آن - دفتر تحکيم وحدت - قرار گرفته بود. انجمن ها در اين سال ها به عنوان «بازوي دانشجويي حاکميت» يگانه نيروي مجاز به فعاليت بودند. در اين ميان بايد به نکته مهم ديگري نيز اشاره کرد و آن اينکه در اين سال ها حيات و حرکت انجمن ها در عمل به پذيرش هژموني روحانيت و مجوزهاي عقيدتي - فقهي آنها - غالباً در قالب مرامنامه - انجاميد و پايگاه هاي روشنفکران مذهبي و معلمان اوليه انجمن ها تغيير محسوسي کرد و در سال هاي پاياني دهه 60 و اوايل 70 و با انتشار ديدگاه هاي جديد دکتر سروش و انتشار «کيان» و ورود «ايران فردا» به عرصه انديشه سياسي و اقتصادي و انتشار «عصر ما» بازگشتي دوباره به سوي خاستگاه هاي اوليه صورت گرفت. اگرچه گفتمان روشنفکري ديني از اوايل دهه 70 بيشتر در انديشه ها و کلام استاد دکتر سروش تبلور مي يافت لکن اندک اندک، نيروهاي ملي - مذهبي به عنوان ميراث داران سنت فکري شريعتي و با گرايشات چپگرايانه و همچنين حضور اشخاصي چون دکتر هاشم آغاجري و دکتر محسن کديور جريان روشنفکري ديني را نيز داراي تنوع و تکثر کرد. از اين رو از اواخر دهه 60 تا سال هاي 79 - 78 با نوعي بازگشت به خاستگاه فکري روشنفکري ديني/ نوانديشي ديني مواجه مي شويم. در اين ميان البته جايگاه ويژه يي نيز به فقهاي نوانديش اختصاص مي يابد که قرابت هاي نزديکي با روشنفکران ديني داشته اند. وضعيت سال هاي اخير نيز با طرح ديدگاه هايي چون پارلمان دانشجويي بودن انجمن هاي اسلامي دانشجويان از سوي برخي از طيف هاي تحکيم وحدت آسيب هاي جدي بر پيکره انجمن هاي اسلامي دانشجويان وارد کرد. با تمام اين اوصاف انجمن هاي اسلامي دانشجويان با تمامي افت و خيزهايش و با تمام اشتباهات و انحراف هاي برخي از طيف هايش همچنان زنده است، هر چند نه با آن انگيزه هاي هسته اوليه اش و با شور و نشاط سال هاي 83 - 76اش. لکن از نظر نگارنده هر گونه تغيير و تحول دوباره تنها از درون و به صورت خودجوش ياراي آن را دارد که آن اوج و شکوه ساليان گذشته را بازگرداند.

انجمن مستقل و «چرايي وجودي»

انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل در اواخر دهه 70 و در دوران اصلاحات مجوز فعاليت گرفتند. اينان خود را اولين انشقاق در دفتر تحکيم وحدت مي دانند و مي گويند که حافظان هويت به يغما رفته انجمن هاي اسلامي و تحکيم وحدت هستند.چنان که پيشتر نيز اشاره شد اين مجموعه در عرصه فعاليت سياسي - دانشجويي هيچ گونه تفاوت هويتي اعم از فکري و عمل سياسي با ساير تشکل هاي محافظه کار ندارد. ادبيات مصاحبه ها و بيانيه ها و مدعوين کنگره ها و جلسات سخنراني ها و... مويد اين ادعا است.

اشاره به چند نکته

1- انجمن اسلامي دانشجويان مفهومي سه وجهي است که «انجمن»اش نشانه همگرايي، تعاون و به تبع رعايت اصل دموکراسي در مقابل «تفرد» است و «اسلامي»اش نمايانگر هويت مذهب اجتماعي مسوول است که به گواه تاريخ روشن و مبرهن آن مجموعه، مايه و قوام خود را از آموزه هاي روشنفکر ديني/ نوانديشي ديني در طول دوره هاي مختلف گرفته است. طالقاني، بازرگان، شريعتي، مطهري، سروش، کديور و... از نام آورترين چهره هاي اين جريان فکري اند و «دانشجويي»اش هم شاخصه هويت صنفي اين فعالان است.حال سوال مهمي که در اين مجال پيش مي آيد اين است که کساني که دعوي «انجمن اسلامي دانشجويان» بودن دارند، چه سنخيت هويتي- تاريخي با اين مجموعه دارند؟، قرابت شان با پارادايم روشنفکري ديني/ نوانديشي ديني چيست؟ با نمادهاي فکري اين جريان و آثار و آموزه هاي آن، چه رابطه يي دارند؟

2- از نظر عمل سياسي نيز، در ايران امروز اصلاحات، اصلاح طلبي و اصلاح طلبان مولود سياسي پروژه روشنفکري ديني اند.اين در حالي است که مرزبندي جدي انجمن هاي مستقل با روشنفکري ديني/ نوانديشي ديني، آنان را در عرصه عمل سياسي نيز به مرزبندي جدي و ضديت با پروژه اصلاحات- به مثابه مولود سياسي پروژه روشنفکري ديني- کشانيده است.

3- مجموعه انجمن مستقل در بهترين حالات مي تواند با مولفه هايي از برش 68 - 58 تاريخ انجمن هاي اسلامي دانشجويان ارتباط پيدا کند.ضديت با امپرياليسم، عدالت خواهي ملي و جهاني، نزديکي و شيفتگي بيش از حد با روحانيت انقلابي و غلظت يافتن رويکردهاي ضدروشنفکري و نفي همه جانبه غرب، برخي از مولفه هاي رايج در تاريخ انجمن ها در برش 68-58 است. با اين حال نبايد از نظر دور داشت که مولفه هايي چون ضديت با امپرياليسم، عدالت خواهي و حمايت از محرومان و مستضعفان و نزديکي و همراهي با انقلاب و رهبران روحاني انقلابي، در همان دوران از جمله مولفه هاي ترقي خواهانه محسوب مي شد- اين سخن فارغ از انتقادات جدي است که به عملکرد انجمن هاي اسلامي در برش 68-58 وجود دارد که سخن گفتن از آن مجالي ديگر مي طلبد.با اين حال آنچه امروز از سوي انجمن هاي مستقل پيگيري مي شود، تفاوت معناداري چه از لحاظ زماني و چه از لحاظ ادبيات به کارگيري واژه ها با برش 68-58 دارد.با اين توصيف به نظر مي رسد اگر گردانندگان و حاميان اين انجمن ها، نوستالژي انجمن هاي «همراه با قدرت»- «بازوي قدرت» را بردارند سخت بر سبيل خطايند چرا که اولاً زمانه مجال بازگشت به گذشته نمي دهد و ثانياً در صورت بازتوليد رويکرد 68 - 58 در قالب 90-80 دچار واپسگرايي و درغلتيدن به محاق محافظه کاري مي شود.

بنايي 70 ساله و مدعياني 10 ساله

انجمن هاي مستقل هم اکنون خود را صاحبخانه مي دانند. در فضايي که در چند سال اخير برخي از انجمن هاي اسلامي دچار خودتعطيلي يا دولت تعطيلي شده اند، در هر حال بايد نامي از انجمن هاي اسلامي دانشجويان باشد. زماني اين رسالت را طيف شيراز بر دوش مي کشيد لکن به نظر مي رسد آنان ديگر توان ادامه راه ندارند و گروه هاي جديد دانشجويي ماموريت آنان را عهده دار شده اند.

دبير سابق انجمن اسلامي دانشجويان

دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران
 
روزنامه اعتماد-چهارشنبه، 22 خرداد 1387
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 9:37  توسط روابط عمومی  | 

بسمه تعالی

ملت فهیم ایران، دانشجویان گرامی:

در حالی یازدهمین سالروز دوم خرداد را با همدیگر جشن می­گیریم که از آن روزها خاطراتی شیرین و تلخ به یادگار داریم. دوم خرداد نمایش با شکوهی از کرنش اندیشه­های مردم ایران زمین در برابر زیبایی و آزادی  است. دوم خرداد نمادی می باشد از بینش بلندِ مردمان آزادۀ سرزمین پرگهر ایران؛ آری دوم خرداد سال 1376،برگی است ماندگار که ملت ایران بر صحیفحۀ افتخارات خود به یادگار گذاشته است. در دوم خرداد مردی از کویر با همراهی ملت، تحولی شگرف در عرصۀ سیاست و فرهنگ این مرزوبوم آفرید. مردی که دوستدار عدالت و آزادی بود؛ با دلی آسمانی وبا ایمانی ژرف و عرفانی، فریاد قانون گرایی­اش در گسترۀ ایران طنین افکند. بزرگ مردی که علم اصلاح­ طلبی را به دوش گرفت و به سمت و سوی آرمان شهر جامعۀ مدنی که ریشه در مدینة النبی داشت رهسپار گشت. مردی که با قرائت نوینش از دین، زنگارتحجرازچهرۀ رحمانی دین می زدود، به عرصه آمد و با ترسیم مثلث طلایی" آزادی درعرصۀ اندیشه، منطق درعرصۀ گفتگو و قانون درعرصۀ عمل"، روزهای نورانی را به ملت مژده می­داد. آری یاد و ذکر این خاطرات به کام دوستداران آزادی و عدالت شیرین است. اما آن خاطراتی که تلخ است و جانکاه، بحران آفرینی مراکزی خاص و معلوم الحال در برابر حرکت ملت می­باشد. گروهی به بهانۀ حفظ انقلاب و ارزش­ها بزرگترین حملات را متوجه اندیشه­ای نمود که می­خواست درک  از دین را با درد زمانه همراه کند. حملاتی که به قصد آماده کردن زمینه­های سقوط دولت اصلاحات شروع شده بودو یکی پس از

دیگری سد راه حرکت دولت می­شد.همانهایی که رئیس دولت اصلاحات از آنها تعبیر به"هر(9) روز یک بحران" نمودند. گروهی که خود موجبات نارضایتی جامعه  و به حاشیه راندن بسیاری از روشنفکران و جوانان را از عرصۀ انقلاب فراهم نموده بودند، خاتمی را منشأ از میان رفتن انقلاب و لطمه دیدن ارزش­ها دانستند، بر طبل انکار کوبیدند و چه نارواهایی را که در حق خاتمی و یاران خاتمی روا داشتند.                                                                                                                                           شرح این هجران واین خون جگر                       این زمان بگذار تا وقت دگر                                                                                                                                                                             زهی  خیال باطل که ملت را بتوانند از اصلاح­­طلبی مأیوس و نومید نمایند.                      

در پایان شورای مرکزی  انجمن اسلامی دانشجویان پردیس قم دانشگاه تهران سالروز این حماسۀ تاریخی را به ملت ایران وشما دانشجویان عزیز تبریک می­گوید و اعلام می­دارد که:


گمان مبر که به آخر رسید کار مغان

هزار بادۀ ناخورده در رگ تاک است


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 18:3  توسط روابط عمومی  | 

منتخبین شورای مرکزی پنجمین دوره

۱- سید علی پرواز

۲- رویا کیقبادی

 ۳- محمد حسین رضایی

۴- حمیدرضا مرادی

۵- هادی مظاهری

--------------------------

۶- محمدرضا هوشیار

۷- راضیه حسینی

اسامی اعضای هیئت رئیسه

رئیس: حسین جعفری

نایب رئیس: زهره جاهد

منشی : ریحانه تقی لو

 


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 14:41  توسط روابط عمومی  |